آموزش بازاریابی اینترنتی

مقالات و آموزش های مربوط به حوزه کسب و کار اینترنتی

آموزش بازاریابی اینترنتی

مقالات و آموزش های مربوط به حوزه کسب و کار اینترنتی

سه شنبه, ۱۰ مرداد ۱۳۹۶، ۱۲:۴۷ ق.ظ

برندسازی شخصی یا پرسونال برندینگ

برندسازی شخصی یا پرسونال برندینگ، از جمله موضوعاتی است که این روزها خیلی رایج شده است. کمتر مشاوری را در حوزه مدیریت و روانشناسی می‌توانید بیابید که در این زمینه صاحب نظر نباشد.

بنابراین شاید مطرح کردن این بحث از طرف کسی چون من، که خود یک برند شخصی محسوب نمی‌شود، کاری جسورانه یا حتی نادرست تلقی شود. اما واقعیت را بخواهید اگر چه طراحی برنامه های برندسازی شخصی کاری تخصصی است و از غیرمتخصصانی چون من برنمی‌آید، اما تشخیص خطا در برندسازی شخصی، کار چندان دشواری نیست و گمنامانی چون ما هم می‌توانند در آن زمینه نظر دهند (دوستی دارم که همیشه می‌گوید: من هرگز نمی‌توانم بدون دستگاه و امکانات و تجهیزات کارگاهی، به تو اطمینان دهم که ماشین تو سالم است. اما خراب بودن را هر غیرمتخصصی هم متوجه می‌شود).

متاسفانه حوزه‌ی برندسازی شخصی، چه در زبان فارسی و چه در زبان انگلیسی،‌ چندان غنی نیست. منابع بسیار محدودی وجود دارند و آنها هم چندان قوی نیستند. اصولاً باید کسانی که برند شخصی معتبری دارند درباره‌اش بنویسند و به نظر می‌رسند که چنان افرادی دوست ندارند به بهانه‌ی چنین موضوعی، شخصی‌ترین بخش‌های مربوط به الگوی رفتاری و برنامه ریزی خود را برملا کنند.

من فهرستی از برخی منابعی را که در زبان انگلیسی در این‌باره منتشر شده، در انتهای این نوشته آورده‌ام. خودم هم یک بار چند دقیقه‌ای درباره‌ی برندسازی شخصی حرف زدم که در آرشیو فایل‌های رادیو متمم موجود است و شاید شنیده باشید. اما در اینجا بیشتر مواردی را که به چشمم خورده است، بدون تقدم و تاخر خاص و بدون هرگونه ادعایی در مورد صحت علمی و عملی آنها، صرفاً به عنوان نظراتی شخصی می‌نویسم:

برندسازی شخصی و مقایسه آن با مفهوم شهرت

 قبل از هر چیز، باید شهرت را از مقوله برندسازی شخصی تفکیک کنیم. شهرت مقوله‌ی جدیدی نیست. از کهن‌ترین تمدن‌ها هم که سراغ بگیرید، مشاهیر مختلفی در آنها بوده‌اند و تنها اتفاقی که در طول این هزاران سال افتاده است، ریشه‌ها و دلایل کسب شهرت تغییر کرده‌ است. زمانی در یونان باستان، خطیبان و سیاستمداران معروف بودند. در امپراطوری روم، شهرت از آن فرماندهان جنگ بود. کسانی که مردم، عموماً آنها را به چهره نمی‌شناختند. اما نام آنها، تقدس و احترام به همراه داشت. کشیشان، مشاهیر قرون وسطی بودند و دانشمندان و فلاسفه، عصر روشنگرانی را به نام خود سند زدند. نویسندگان مطرح، در قرن اخیر به باشگاه مشاهیر پیوستند و پس از ظهور رسانه‌های جمعی تصویری مانند تلویزیون، نسل جدیدی از مشاهیر، به باشگاه صاحب نامان قدیمی و دارندگان برند شخصی افزوده شدند.

به عبارتی، عموم کسانی که ما به عنوان صاحبان بزرگ برند شخصی می‌شناسیم، مشاهیر بوده‌اند که به سبب شغل و موقعیت اجتماعی خود، مورد توجه عامه مردم قرار گرفته‌اند. برندسازی شخصی – لااقل آنطور که در ذهن عموم ما شکل گرفته است – به روندی معکوس فکر می‌کند. به این معنا که من شغل و موقعیت اجتماعی برتر، ندارم و احساس می‌کنم که با استفاده از برندسازی شخصی می‌توانم در این هیاهوی شلوغ جامعه، قدی بلندتر از اطرافیان داشته باشم. تفاوت شهرت به معنای قدیم آن و برندسازی شخصی به معنای جدید آن، چیزی شبیه تفاوت یک دختر قد بلند با دختری کوتاه قد است که کفشی با پاشنه‌ای به ارتفاع خود، به پا می‌کند.

این معنا از برندسازی شخصی، صرفاً نظر من نیست. کافی است نگاهی به ویکی پدیا و تعریف آن از برندسازی شخصی بیندازید. کتابی که به عنوان نخستین توجه به برندسازی شخصی معرفی شده، کتاب Think and Grow Rich ناپلئون هیل است که مشخصاً خطاب به آدمهایی است که هنوز در ابتدای مسیر رشد و ثروت هستند. مقاله‌ی لر و سالیوان هم که به عنوان مرجع معرفی شده، به این نکته توجه دارد که برندسازی شخصی چگونه می‌تواند مسیر شغلی ما را در آینده بهبود دهد. به عبارتی، ظاهراً مخاطب بخش قابل توجهی از متخصصان برندسازی شخصی، جامعه‌ی گمنام جویای نامی هستند که دوست دارند از برند شخصی به عنوان ابزاری برای پیشرفت و سکویی برای پرتاب به موقعیت‌های بالاتر استفاده کنند.

در اینکه بسیاری از سیاستمداران جهان و مشاهیر هالیوود، مشاور برندسازی شخصی دارند شکی نیست. اما فکر نمی‌کنم آن چیزهایی که ما در مورد برندسازی شخصی می‌شنویم، همان چیزهایی باشد که آنها می‌شنوند.

چرا برندسازی شخصی، اخیراً به صورت گسترده مورد توجه قرار می‌گیرد؟

به هر حال، با اطمینان نسبتاً زیادی می‌توان گفت که ظهور شبکه های اجتماعی در جهان و رواج تب آنها در ایران، یکی از ریشه های جدی شدن برندسازی شخصی بوده است. ضمن اینکه شبکه های اجتماعی رسانه هایی ارزان قیمت یا رایگان به نظر می‌رسند و هر کسی فکر می‌کند حالا که رسانه ای در اختیار دارد، می‌تواند به برندسازی شخصی فکر کند، انبوه اعداد و ارقامی که با حضور در این رسانه ها، به سمت ما هجوم می‌آورند، اندیشیدن به برند شخصی را جدی‌تر کرده است.

خلاصه این مقدمه‌ی طولانی اینکه ظهور شبکه های اجتماعی، ارزان شدن رسانه، عددی بودن و امکان مقایسه کمی موقعیت خود با دیگران در شبکه های اجتماعی، از جمله مواردی محسوب می‌شوند که تب برندسازی شخصی را جدی‌تر از گذشته کرده‌اند.

در این جا، با توجه به برخی از رایج ترین خطاهای حوزه برندسازی شخصی، بر چند نکته تاکید کنم:

* برندسازی شخصی به خودی خود، یک محصول و دستاورد نیست. بلکه لباسی است که بر تن محصول و دستاوردهای قبلی ما پوشانده می‌شود. شاید فردی که یک کسب و کار موفق دارد، بخواهد به برند شخصی خود فکر کند. شاید یک بازیگر یا کارگردان معروف سینما، در این اندیشه باشد که مردم او را چگونه می‌بینند یا او دوست دارد مردم او را چگونه ببینند. شاید یک فوتبالیست به برند شخصی فکر کند و مثلاً این سوال برایش مطرح باشد که داشتن یک فروشگاه پوشاک ورزشی،‌ به تقویت برند و شنیده شدن نامش بیشتر کمک می‌کند یا صرفاً کسب درآمد از یک برند شخصی است که قبلاً ساخته شده. اساساً هرکسی که به صورت پیوسته روبروی مردم قرار می‌گیرد یا مورد توجه رسانه هاست، طبیعی است به این فکر کند که چه تصویری از او در ذهن مردم شکل می‌گیرد یا دوست دارد شکل بگیرد.

باید بدنی باشد تا برایش به دنبال لباسی بگردیم. اگر من تا کنون هیچ نوع سابقه‌ی کار و فعالیت جدی نداشته ام، نمی‌توانم با حضور در فیس بوک و اینستاگرام و شبکه های اجتماعی و پرداخت پول و خریدن صفحه در نشریات مکتوب، برندسازی کنم.

* برندسازی شخصی، نیازمند زمان زیادی است. مردم، عموماً به حرفی که خود ما در مورد خودمان می‌زنیم، چندان توجه نمی‌کنند. بلکه منتظر می‌مانند تا ببینند دیگران در مورد ما چه می‌گویند. من می‌توانم اینجا ادعا کنم که مشهورترین فرد ایران هستم! اما شما وقتی چنین ادعایی را باور می‌کنید که از دوستانتان در مورد من بشنوید. می‌توانم بگویم موفق‌ترین مشاور مدیریت هستم. اما تا شما نام من را از زبان چند مدیر موفق نشنوید، توجهی به ادعای من نمی‌کنید. خلاصه ماجرا اینکه برندسازی شخصی، در نهایت توسط دیگران انجام می‌شود و نه خود ما.

آنچه که فرد می‌تواند در این میانه انجام دهد، شکل دادن به یک جامعه‌ی کوچک مرجع است. به معنای اینکه اگر من بازیگر خوبی هستم، تعدادی کارگردان وجود داشته باشند که از کار من دفاع کنند و بخشی از جامعه هم در مورد کار حرفه‌ای من صحبت کنند. اگر پزشک یا روانشناس خوبی هستم، گروهی از مراجعه کنندگانم من را تبلیغ کرده و از من دفاع کنند. اگر یک نویسنده هستم، خوانندگانی داشته باشم که نخستین تیراژ من را بخوانند و از آن دفاع کنند.

جی کی رولینگ را رسانه‌ها رولینگ نکردند. اتفاقاً ناشران و رسانه‌ها، همیشه او را رد کردند. فقط وقتی مردم کتابش را خریدند و به دیگران توصیه کردند و تیراژ فروش بالا رفت  به ارقام میلیونی رسید، رسانه‌ها تازه برای جلب مخاطب خود، به این پدیده توجه کردند. در ایران هم مثال از این دست کم نیست.

همه اینها به آن معنی است که برندسازی شخصی، نیازمند زمان است. درست مانند کاشتن یک دانه و انتظار کشیدن برای اینکه رشد کند و قد بکشد. شاید بتوان با آب و خاک و غذا و نور بهتر، به رشد سریع‌تر این گیاه کمک کرد، اما نمی‌توان با فشار رسانه‌ای، یک دانه را ترغیب یا تشویق کرد که یک شبه، به یک نهال واقعی ثمربخش تبدیل شود.

* در برندسازی شخصی موفق، ابتدا مردم به سمت شخص می‌آیند و نه اینکه شخص به سمت مردم برود. کافی است سری به دنیای اهل هنر بزنید. کیارستمی یا اصغر فرهادی، کارشان را کردند. کارشان خوب بود. مورد توجه قرار گرفت. مردم به سراغشان رفتند و از آنجا به بعد، ممکن است مسئله برند برای آنها جدی شود. چه آنکه، کم نیستند مشاهیری که برند شخصی را جدی نمی‌گیرند و زندگی خود را می‌کنند و دغدغه‌ی آنها این نیست که مردم در مورد آنها چه فکر می‌کنند و یا حضور رسانه‌ای آنها چگونه است.

احد عظیم زاده، بهروز فروتن، سلیمانی کاله و بسیاری از کسانی که ما به عنوان مدیران موفق کسب و کار می‌شناختیم و می‌شناسیم، کارشان را کردند. حالا که در سمینارهای مدیریتی مختلف دعوت می‌شوند و سخنرانی می‌کنند، ممکن است به برند شخصی خود فکر کنند. اثر یک نفر که از یک برند شخصی دفاع می‌کند بیشتر از صدها نفر است که صاحب برند به سراغشان برود و از آنها بخواهد که به او و کار او توجه کنند.

این فلسفه را می‌توانید در جزئی‌ترین رفتارها هم مورد توجه قرار دهید. از میان صفحات اینستاگرام یا فیس بوک یا هر شبکه اجتماعی دیگر، شما وقتی به یک صفحه وفادار میشوید که خودتان آن را پیدا کنید. اما آیا به روش رایج در ایران دقت کرده‌اید؟ من حداقل پنج نفر را می‌شناسم که تقریباً هر هفته، تمام کسانی را که صفحه اینستاگرام من را فالو می‌کنند، فالو می‌کنند و حتی بعد از رد شدن درخواستشان، چون هیچ آماری ندارد که چه کسی را فالو کرده‌اند، هفته‌ی بعد دوباره همین کار را تکرار می‌کنند. در این میان، شاید کسانی را پیدا کنند که با آنها آشنا شوند و حتی به کار آنها علاقمند شوند. اما هرگز نمی‌توان چنین فردی را، با فرد دیگری مقایسه کرد که به تلاش و جستجو یا به توصیه‌ی دوستانش، به سراغ صفحه‌ی آنها برود.

شبیه همین ماجرا در مورد ارسال پیامک و پیامهای وایبری و ایمیلهای تبلیغاتی هم وجود دارد. امروزه با توجه به گسترده بودن زیرساختهای ارتباطی، ملاحظه‌ی حریم شخصی دیگران، عملاً به درک و شعور خودمان برمی‌گردد. چون ابزارهای ارتباطی، آن دیوارهای محکم و بلند سابق را به دور خانه‌های ما ندارند. هر نوع ارسال پیام یا ایمیل یا پیامک به کسی که صریحاً برای دریافت آن، تقاضا نکرده است، تجاوز به حریم دیگران است و نمی‌تواند به برندسازی منجر شود.

البته این کار اگر چه برای برندسازی شخصی زیان‌بار است، همچنان می‌تواند به عنوان مصداق خاصی از تبلیغ مقبول باشد. اگر چه این نوع خاص از تبلیغ در زیرمجموعه  Interruption Marketing یا بازاریابی با ایجاد مزاحمت و وقفه در کار دیگران، طبقه بندی می‌شود که بهترین متد تبلیغ نیست (اگر چه رایج ترین است).

البته ریشه‌ی این ماجرا، به همان صبور نبودن باز می‌گردد. چون کمتر کسی حوصله دارد یک یا دو یا سه سال بنشیند تا مردم او را پیدا کنند. اساساً اگر چنین حوصله‌ای بود، کاری کرده بود و مردم تا کنون پیدایش کرده بودند. اما در این شیوه، فرد می‌خواهد راه چند ساله را با چند شب بیداری در رختخواب وکلیک کردن روی تک تک افراد جامعه، طی کند! کمتر کسی دقت دارد که این شیوه، با پخش تراکت در سر میدان‌ها که سالها پیش رواج داشت، هیچ تفاوت ماهوی ندارد.

* برندسازی شخصی با ایجاد یک تصویر رویایی ایده‌آل فرق دارد. برند شخصی وقتی تاثیرگذار است که با واقعیت فرد، منطبق باشد. اگر من محمدرضا شعبانعلی، یک جمله حرف ادبی هم بلد نیستم بزنم، با انتشار متون ادبی و مقالات وزین و روخوانی از نوشته‌های ادبی دیگران، به یک شخصیت فرهنگی مبدل نمی‌شوم. دیر یا زود،‌ مردم مرا در جایی خواهند دید و می‌بینند که من، در وصل کردن مسند و مسند الیه جمله هم، چه عذاب الیمی را متحمل می‌شوم. اگر فردی عصبی باشم، نمی‌توانم چهره‌ای خونسرد و آرام از خودم ایجاد کنم. دیر یا زود، فرصتی پیش می‌آید و مردم،‌ آن چهره را هم می‌بینند و هیچ چیز برای مردم هیجان انگیزتر از این نسیت که تعارضی بین برند شخصی ساخته شده و واقعیت زندگی ببینند.

برندسازی شخصی، زمانی اثربخش است که خودم باشم و خودم را بپذیرم و آنطور که هستم،‌ با همه قوت‌ها و ضعف‌هایم، روبروی مخاطب بایستم.

* برندسازی شخصی، با ایستادن کنار همه‌ی افراد صاحب نام و صاحب برند،‌ تفاوت دارد. کم نیستند کسانی که هر روز، با این و آن عکس می‌اندازند و منتشر می‌کنند. امروز با این حرف می زنند و فردا با آن. شاید آقای دوربین را که زمانی تلویزیون نشانش داد و حتی با او صحبت کرد به خاطر داشته باشید. مرد مشترک همه‌ی عکس‌های معروف رسانه‌ای. او در همه‌ی تظاهرات و برنامه‌ها و مراسم‌، به دنبال دوربین می‌گشت و به آن لبخند می‌زد. امروز ماجرا کمی ساده‌تر شده. به لطف تکنولوژی، آن دوربین معروف را در موبایل جاسازی کرده‌اند و مشاهیر را هم به هر حال همه جا می‌توان یافت. در سمینارها، در جلسات، در هواپیما و رستوران. چنین می‌شود که انبوهی عکس سلفی و غیرسلفی با مشاهیر منتشر می‌شود. من هر روز در آغوش این هستم و در پشت آن. با یکی دست می‌دهم و از دیگری امضا می‌گیرم.

جامعه مخاطب، در تعریف دقیق هویت یک برند شخصی، به برندهای شخصی و تجاری دیگری که به او مرتبط و متصل هستند و با او تداعی می‌شوند، توجه دارد. اگر یک برند شخصی را در کنار هر فرد مربوط و نامربوطی ببیند، در بهترین حالت، او را با یک مجری برنامه تلویزیونی یکسان فرض می‌کند. بگذریم از اینکه مجری‌ها هم این روزها آموخته‌اند و هر کدام، سبک خاصی از برنامه ها را اجرا و هدایت می‌کنند.

* به دست آوردن دل همه، با برندسازی شخصی تفاوت دارد. این توصیه که چنان با نیک و بد خو کنیم که پس از مردن، مسلمان به زمزم شوید و هندو بسوزاند، در عمل مصداق‌های خیلی معدود و کمی داشته است. هر برندی همیشه مخالف دارد. من همیشه کسی مانند استیو جابز یا مانند اپل را مثال می‌زنم که حتی در ایران – که هیچ فعالیت رسمی ندارد – یک برند مطرح محسوب می‌شود.

در یک مهمانی بنشینید و ببینید که اپل و آیفون، چقدر فحش می‌خورند و ناسزا می‌شنوند. قاعدتاً – اگر واژه های استاد مطهری را به عاریه بگیرم – هر وقت «جاذبه‌ای» باشد، «دافعه‌ای» هم هست. از میان برندهای موبایل، به یک برند فکر کنید که نه مخالف دارد نه موافق (اجازه بدهید من مثال نزنم!). به طور قطع می‌توان گفت نامی که به ذهن شما می‌رسد صرفاً یک نام است و نه یک برند مطرح.

دوستانی که هم زمان سنگ ولنتاین و سپندارمذگان را به سینه می‌زنند، نه دل اینها را به دست می‌آورند و نه آنها را. مدرن‌ترها، آن را باستان شناس تاریخی و حفار گورهای کهنه می‌دانند و طرد می‌کنند و فرهنگ محوران پارس اندیش هم، آنها را به عنوان گم شده در فرهنگ غرب، از خود می‌رانند. خودشان می‌مانند و دو شب به یاد ماندنی! (مثالهای دیگر از این دست کم نیست).

بحث در مورد برندسازی شخصی، به اینجا ختم نمی‌شود. اگر علاقمند باشید می‌توانید به کتابهایی مانند Me 2.0و Brand You و You Inc. و The brand called you وانواع کتابهای دیگری که در این زمینه وجود دارد، مراجعه کنید. اما خلاصه بحث همان استعاره‌ای است که همیشه به کار می‌برم. تخم مرغ از داخل که رشد کند و بشکند، به یک موجود زنده مولد تبدیل می‌شود. از بیرون نمی‌شود به آن زیاد فشار آورد. اگر بشکند، جز درست کردن نیمرو و پر کردن شکم دیگران، کاربردی نخواهد داشت.

منبع : روز نوشته های محمد رضا شعبانعلی

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۰ مرداد ۹۶ ، ۰۰:۴۷
Ali Hatami
دوشنبه, ۹ مرداد ۱۳۹۶، ۱۲:۴۵ ق.ظ

۷ ترفند بازاریابی با اینستاگرام

ترفندهایی که خیلی‌ها نمی‌دانند!
ژان بقوسیان

از سال قبل آموزش بازاریابی با اینستاگرام را آغاز کرده‌ام و چندین کارگاه تخصصی در این زمینه برگزار کرده‌ایم. در این شماره می‌خواهم چند ترفند ارزشمند را با شما دوستان همیشگی موفقیت در میان بگذارم.

روند انفجاری اینستاگرام

اگر اکانت اینستاگرام دارید، آیا اینستاگرام را بیشتر چک می‌کنید یا ایمیلتان را؟ روز به روز بازاریابی با ایمیل سخت‌تر می‌شود. البته منظورم این نیست که قدرتش را از دست داده یا باید کنار گذاشته شود. هنوز اصلی‌ترین روش ارتباط در بازاریابی اینترنتی همان ایمیل است. ولی اطلاع‌رسانی، جلب‌توجه مخاطب و بازاریابی از طریق رسانه‌های اجتماعی هر روز آسان‌تر می‌شود. دلیل آن است که رسانه‌های اجتماعی برای مخاطب خیلی بیشتر از سایت ما یا حتی ایمیل شخصی جذاب است.

جای هیچ شکی نیست که اینستاگرام توانسته رتبه اول را در تمام رسانه‌های اجتماعی موبایل به خود اختصاص دهد. اینستاگرام بیش از ۳۰۰ میلیون کاربر دارد که بیش از ۲۰۰ میلیون از آن‌ها کاملا فعال هستند. یعنی مطالب جدید را می‌بینند. جالب است بدانید هم‌اکنون بیش از ۲۰ میلیارد عکس در اینستاگرام وجود است، یعنی تقریبا به ازای هر فردی که روی کرده زمین زندگی می‌کند ۳ عکس وجود دارد!

اگر بتوانیم از اینستاگرام درست استفاده کنیم و ترفندهای‌ آن را بدانیم به راحتی می‌توانیم برندمان را محبوب‌تر کنیم و همچنین محصولات و خدمات را بفروشیم. شما حتی اگر سایت نداشته باشید باز تا حدی می‌توانید از روش‌های بازاریابی با اینستاگرام استفاده کنید. اگر فرصت بازاریابی با رسانه‌های اجتماعی را از دست بدهید، یک ابزار تبلیغاتی رایگان و بسیار قدرتمند را کنار گذاشته‌اید.

هنگامی که تعداد فالوورهای اینستاگرام سایت مدیرسبز حدود ۱۰۰۰ نفر بود، حدود ساعت ۸ عصر پنجشنبه یک کوپن تخفیف در اینستاگرام گذاشتم و نوشتم فقط تا ۲۳:۵۹ امشب. یعنی آن کوپن فقط برای ۴ ساعت معتبر بود. فقط در آن ۴ ساعت چند میلیون تومان فروش ایجاد شد. اگر همین کار با ایمیل انجام می‌شد قطعا به این سرعت نتیجه نمی‌داد. برای دیدن این مورد واقعی می‌توانید در اینستاگرام modiresabz را جستجو کنید.

اگر میزان کل فروش را به تعداد دنبال‌کننده‌ها تقسیم کنیم می‌بینیم در این مورد خاص مالی هر فالوور حدود ۴۰۰۰ تومان می‌شود. یعنی هر دنبال‌کننده برایمان می‌تواند ۴۰۰۰ تومان فروش ایجاد کند. بنابراین حتی ارزش دارد بر تبلیغاتی سرمایه‌گذاری کنیم که نتیجه آن افزایش تعداد هواداران ما شود.

مدل‌ جدید بازاریابی اینترنتی که روز به روز در حال رایج شدن است، هدایت افراد سایت به رسانه‌های اجتماعی است. پس از آنکه بازدیدکننده دنبال‌کننده یکی از رسانه‌های اجتماعی شد، به او دسترسی داریم و می‌توانید پیام‌های بازاریابی را از این طریق برایش ارسال کنیم.

در ادامه به بررسی ۷ ترفند می‌پردازیم که می‌تواند عملیات بازاریابی شما را در اینستاگرام بهبود بخشد.

بازاریابی با اینستاگرام بازاریابی با اینستاگرام 7 ترفند بازاریابی با اینستاگرام InstagramMarketing

 

 

۷ ترفند بازاریابی با اینستاگرام

۱. استفاده بهتر از آدرس سایت در پروفایل

در اینستاگرام شما می‌توانید آدرس وب‌سایت را در پروفایلتان وارد کنید. اگر وب‌سایت ندارید بهتر است آن قسمت را خالی نگذارید. مثلا می‌توانید آدرس پروفایل لینکدین خود را وارد کنید. اگر سایت دارید بهترین حالت آن است که به جای وارد کردن آدرس صفحه اصلی سایت، افراد را به صفحه فرود خود هدایت کنید. صفحه فرود صفحه‌ای است که در آن ایمیل مخاطب را دریافت می‌کنید و به ازای آن یک هدیه به او می‌دهید. هدیه می‌تواند یک کتاب الکترونیکی رایگان، آموزش صوتی، فیلم یا هر اطلاعات جذاب دیگر باشد.

۲. ایجاد توقف بر عکس‌ها

از عکس‌هایی استفاده کنید که باعث کنجکاوی شود. اگر عکس‌هایی بسیار معمولی و حتی با کیفیت عالی منتشر کنید هیچ انگیزه‌ای برای توقف بر عکستان ایجاد نمی‌کنید. افراد اغلب با عکس‌های زیادی مواجه هستند و تنها چیزی که باعث توقف بر یک عکس خاص می‌شود حس کنجکاوی است. برای ایجاد کنجکاوی روش‌های زیادی وجود دارد. مثلا می‌توانید از یک محصول از فاصله‌ای بسیار نزدیک عکس بگیرید که به راحتی قابل حدس زدن نیست. ایده دیگر گرفتن عکس از زاویه‌ای نامتداول است. کمی وقت بگذارید و بر خلاقیت عکس‌ها کار کنید و ببینید چقدر بیشتر موردتوجه قرار می‌گیرند.

۳. نوشتن توضیحات پروفایل برای فالو شدن

در بخش توضیحات پروفایلتان که Bio نامیده می‌شود بدیهیات و موارد کلیشه‌ای ننویسید. همچنین از خودتان و کسب‌و‌کارتان تعریف نکنید. بلکه فقط بر پاسخ یک سوال متمرکز شوید. چرا دیگران باید شما را فالو کنند؟ مهم‌ترین مطلبی که باعث فالو شدن شما می‌شود ارائه دلیلی قانع‌کننده برای این کار است. در واقع خیلی واضح بگویید که با فالو کردن شما چه مزیتی به دست می‌آورند.
مثال نامناسب: بزرگترین شرکت آموزشی در زمینه بازاریابی و مدیریت
مثال مناسب: با فالو کردن این صفحه با نکات و ترفندهای مدیریتی آشنا شوید و برای خرید از سایت کوپن‌های تخفیف دریافت کنید.

۴. ارائه کوپن تخفیف فقط در اینستاگرام

در صفحه اینستاگرام مدیرسبز چند تست انجام دادیم تا ببینیم بهترین راهکار برای هدایت افراد از اینستاگرام به سایت و ایجاد فروش چیست. فرض کنیم می‌خواهید برای اعضای اینستاگرام خود یک فروش ویژه بگذارید و ۲۰ درصد تخفیف بدهید. اعلام این موضوع که محصولات ۲۰ درصد تخفیف دارند جذابیت چندانی ایجاد نمی‌کند. بهترین کار آن است که یک کوپن تخفیف ۲۰ درصدی به صورت کاملا انحصاری در اختیار دنبال‌کنندگان شما در اینستاگرام قرار دهید. در سایت و جاهای دیگر هیچ صحبتی از این تخفیف نکنید.


۵. ارائه مطالب انحصاری

یکی از کارهای بسیار اشتباه که توسط بسیاری از بازاریایان اینترنتی انجام می‌شود، انتشار تمامی پست‌ها در تمام رسانه‌های اجتماعی و شبکه‌های اجتماعی است. یعنی فرض کنید شما یک فروش ویژه دارید. این مطلب را در فیس‌بوک، اینستاگرام، لینکدین و … اعلام می‌کنید. پس از مدتی کاربران می‌بینند که رسانه‌های اجتماعی شما کپی همدیگر هستند. بنابراین به این نتیجه می‌رسند که لزومی ندارد تمام آن‌ها را دنبال کنند. کافی است گاهی به یکی از آن‌ها نگاهی بیندازند. البته گاهی لازم است مطلبی را در تمام رسانه‌ها منشتر کنید، ولی در هر رسانه مطالب اختصاصی هم داشته باشید.

۶. تغییر ماهانه عکس پروفایل

عکس پروفایلتان را ماهی یک بار عوض کنید! شاید این مورد کمی عجیب به نظر برسد، ولی این کار باعث می‌شود از دید اینستاگرام کاربر فعال‌تری محسوب شوید. هرچه کاربر فعال‌تری باشید، عکس‌های شما در نتایج جستجوی اینستاگرام جایگاه بهتری خواهد داشت و احتمال دیده شدن عکس‌هایتان و فالو شدن شما بیشتر می‌شود.
شاید فکر کنید اکانت من کاملا تجاری است و مثلا لوگوی شرکت را به عنوان عکس پروفایل قرار داده‌ام. چگونه می‌توانم هر ماه آن را عوض کنم؟ با کمی خلاقیت این کار انجام‌پذیر است. می‌توانید به مناسبت‌های مختلف لوگو را کمی تغییر دهید. مثلا با شروع زمستان می‌توانید چند دانه برف به لوگو اضافه کنید. یا با شروع بهار زمینه لوگوی شما گل و گیاه باشد. حتی گاهی می‌توانید بر عکس پروفایلتان بنویسید: فروش ویژه!

۷. اول آموزش، سپس فروش

در اینستاگرام به آموزش بپردازید. شاید بلافاصله بگویید کار من آموزش نیست. مثلا فروشگاه لوازم اتومبیل دارم. حتی اگر لوازم اتومبیل می‌فروشید کار اصلی شما آموزش است. البته منظور از آموزش ارائه نکات و ترفندهایی درباره لوازم اتومبیل است. همچنین می‌توانید نکاتی را بگویید تا مخاطب با خواندن آن بتواند خرید بهتری انجام دهد. در آموزش‌ها توضیح دهید چگونه می‌توان تشخیص داد محصول کیفیت مناسبی دارد یا خیر. درواقع اغلب خریداران به کمک و آموزش نیاز دارند و ترجیح می‌دهند محصول را از کسی بخرند که آموزش بهتری می‌دهد. یکی از دلایل موفقیت دیجی‌کالا همین است. اغلی افراد برای کسب اطلاعات درباره محصول و مقایسه محصولات به سایت مراجعه می‌کنند، سپس به خریدار تبدیل می‌شوند.

 

منبع : مدیر سبز

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۹ مرداد ۹۶ ، ۰۰:۴۵
Ali Hatami
يكشنبه, ۸ مرداد ۱۳۹۶، ۰۵:۳۵ ب.ظ

۸ روش برای افزایش ترافیک سایت

افزایش ترافیک سایت قدمی ضروری در موفقیت اینترنتی است.

سایت شما در هز زمینه‌ای باشد، اولین چیزی که به آن نیاز دارید بازدید‌کننده است. بدون داشتن بازدیدکننده علاقه‌مندانی نخواهید داشت و در نتیجه فروشتان صفر خواهد بود!

با استفاده از ۸ روش زیر می‌توانید از همین امروز به افزایش ترافیک سایت و ایجاد ترافیک پایدار برای سایتتان بپردازید:

۱. موتورهای جستجو

اولین قدم بزرگ برای افزایش ترافیک سایت  این است که سایت خود را به تمام موتورهای جستوجو معرفی کنید و آن را طوری بهینه کنید که وقتی کسی کلمات کلیدی سایتتان را جستجو کرد جزو اولین نتایج جستجوی سایت‌هایی مثل گوگل باشید. همچنین سایت خود در تمام دایرکتوری‌ها و مرجع‌های آنلاین ثبت کنید. دایرکتوی‌ها یا فهرست‌ها سایت‌هایی هستند که سایت‌های دیگر را معرفی می‌کنند. برای یافتن سایت‌های دایرکتوری در گوگل عبارت «فهرست سایتهای فارسی» را جستجو کنید.

موتورهای جستوجوی معروف و مهم گوگل، یاهو و بینگ هستند ولی مطمئن شوید که سایتتان در موتورهای جستجوی غیر‌معروف دیگر هم ثبت شود چون تعداد سایت‌هایی که شما را در فهرست خود داشته باشند در رنکینگ موتورهای جستوجوی یاهو و گوگل تاثیر‌گذار است.

 

۲. استفاده از فروم‌ها یا انجمن‌ها

نوشتن مقالات در انجمن‌ها و جواب دادن به پست‌هایی که با کارتان مرتبط است روش بسیار خوبی برای مطرح کردن خودتان است. به‌سادگی با پاسخ دادن به سوالاتی که در فروم ها مطرح می‌شوند می‌توانید به‌راحتی بین علاقه‌مندان به‌عنوان یک متخصص در کسب‌و‌کارتان مطرح شوید. همچنین به سوالات رایج و نیاز‌های اصلی علاقه‌مندان پی خواهید برد. همچنین بررسی کنید که قوانین فروم به ‌شما اجازه بدهد که لینکی از خود را به‌عنوان امضا یا زیر‌نویس قرار دهید. اگر چنین است حتما از این فرصت استفاده کنید تا مردم با خواندن جواب‌‌ها و مطالب شما علاقه‌مند به بازدید از سایت شما شوند. این موضوع باعث افزایش ترافیک سایت شما می‌شود.

 

۳. از امضا‌ ایمیل استفاده کنید

یک امضای ساده با یک توضیح یک‌خطی در مورد مزایای اصلی خدمات خود تهیه کنید. این امضا را می‌توانید زیر هر ایمیلی که می‌فرستید قرار دهید. حتی می‌توانید ایمیل‌هایی با مطالب مرتبط تهیه کنید و با امضای خودتان پخش کنید. دقت کنید که این ایمیل‌ها وقتی دست‌به‌دست فوروارد شوند تعداد خیلی بیشتری از علاقه‌مندان تبلیغات‌ تان را خواهند دید. دقت کنید که احتمالا دوستان کسانی که به کارتان علاقه‌مند هستند و ایمیل فوروارد شده به دستشان می‌رسد نیز احتمالا به کارتان علاقه‌مند خواهند بود.

 

۴. وبلاگ‌ها

این روش افزایش ترافیک سایت هم درست مانند نوشتن مطلب و نظر دادن در فروم ها است. می‌توانید در وبلاگ‌های مرتبط نظر بدهید. بسیاری از وبلاگ‌نویسان از اینکه به‌عنوان مهمان در وبلاگشان مطلب بنویسید خوشحال می‌شوند. مزیت این روش نسبت به نوشتن مطلب در فروم ها این است که از اعتبار وبلاگ و نویسنده اصلی آن برای اعتبار بخشیدن و تایید خودتان استفاده می‌کنید.

 

۵. رسانه‌های اجتماعی

در تمام رسانه‌های اجتماعی معروف صفحه‌ای بسازید و مطالب مفید و ارزشمندی درباره کارتان منتشر کنید. در این صفحات تا حد ممکن به معرفی محصولان خود نپردازید. مطالبی بنویسید که مخاطبان شما از دیدن آن لذت ببرند. شاید بهترین کار انتشار مطالب آموزشی بسیار کوتاه باشد چون به سرعت به افزایش ترافیک سایت شما کمک می‌کند.

 

۶. تبادل لینک

تبادل لینک با سایت‌های غیر‌رقیب ولی مرتبط با کسب‌و‌کارتان یا مرتبط با بازار هدفتان می‌تواند منبع فوق‌العاده‌ای برای به‌دست آوردن ترافیک مفید باشد. در این روش هم شما و هم سایتی که با آن تبادل لینک می‌کنید بهره می‌برند. به سایت‌هایی درخواست تبادل لینک بدهید که رتبه آلکسای آن‌ها تقریبا با رتبه شما یکسان است. توقع نداشته باشید سایت‌های با رتبه بسیار بهتر از شما حاضر به تبادل لینک شوند.

 
۷. تبادل تبلیغ

از فضای تبلیغاتی سایت‌تان برای تبلیغ سایت دیگری استفاده کنید و از آن سایت بخواهید که تبلیغ سایت شما را در سایت خود قرار دهد. این کار چیزی شبیه تبادل لینک است ولی به جای لینک احتمالا یک بنر تبلیغاتی رنگارنگ را تبادل می‌کنید.

 

۸. انتشار مقاله

مقاله‌های کوتاه یا چند‌صفحه‌‌ای بنویسید و در بخش منابع و «درباره نویسنده» توضیحاتی در مورد خودتان و لینکی به سایت خود درج کنید. این مقالات را بسته به طول مقاله به سایت‌های خبری، مجلات معمولی یا مجلات اینترنتی و یا به سایت‌های دانلود و پخش مقالات بفرستید. این مقالات علاوه بر افزایش بازدید‌کنندگان سایت، باعث شناخته شدن شما به‌عنوان یک متخصص در حوزه کاری مرتبط می‌شوند و احتمال خرید از شما افزایش می‌یابد. همچنین عده زیادی این مقالات را باز‌نشر خواهند کرد یا در سایت خود خواهند گذاشت که مقدار زیادی ترافیک و اعتبار مجانی برایتان به ‌همراه خواهد آورد.

منبع: مدیر سبز
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۸ مرداد ۹۶ ، ۱۷:۳۵
Ali Hatami
شنبه, ۷ مرداد ۱۳۹۶، ۱۰:۲۳ ب.ظ

بازاریابی محتوا چیست و به چه دلیل شکل گرفت؟

بازاریابی محتوا و استراتژی محتوا، از جمله واژه‌هایی هستند که در سالهای اخیر به صورت گسترده در فضای رسانه ها به کار گرفته می‌شوند. در این نوشته، قصد داریم مفهوم بازاریابی محتوا را شفاف‌تر کرده و مسیر را برای درس‌های تخصصی که در ادامه سری استراتژی محتوا مطرح خواهیم کرد، هموارتر نماییم.

با توجه به اینکه تاکنون به صورت پراکنده درباره بازاریابی محتوا و استراتژی محتوا حرف‌های زیادی در متمم مطرح کرده‌ایم و از این به بعد می‌خواهیم به صورت زیربنایی و تخصصی به این موضوع بپردازیم، در کنار هر یک از جملات و توضیحات، اگر قبلاً مطلبی را مطرح کرده باشیم، به صورت توضیح بیشتر: … لینک مربوط به آن را می‌گذاریم تا دوستانی که از این نقطه با ما همراه شده‌اند، در پیگیری مطالب دچار مشکل نشوند.

اگر حدود پانزده دقیقه از وقت خود را در اختیار ما قرار دهید، تلاش می‌کنیم تا حد خوبی،‌ دلایل شگل گیری و جدی شدن بحث بازاریابی محتوا را مطرح کنیم. در درسهای بعدی، مفهوم دقیق تر محتوا، نحوه اندازه گیری و ارزیابی محتوا و همینطور شیوه تدوین استراتژی محتوا را مرور خواهیم کرد.

 

آیا بازاریابی محتوا به کار من ربطی دارد یا اصلاً به درد من می‌خورد؟

استراتژی محتوا و بازاریابی محتوا از چه سخن می‌گویند؟

اگر بپذیریم که بازاریابی محتوا شیوه ای برای فروش است می‌توانیم بگوییم که هرکس چیزی برای فروختن دارد، میتواند به بازاریابی محتوا هم به عنوان یک ابزار و گزینه نگاه کند.

دقت داشته باشید که ما فروش را به معنای عام آن به کار می‌بریم. همان تعبیری که استیونسن می‌گفت:

content-marketing-motamem

به عبارتی، همانطور که یک تولیدکننده چای، تلاش می‌کند چای خود را به مشتریان بیشتری بفروشد و هر مشتری هم میزان بیشتری از چای او خریداری کند، یک نویسنده هم در حال فروختن کتاب خود به مردم یا به ناشر است و دوست دارد کتابش را به قیمت بیشتری و به تعداد خوانندگان بیشتری بفروشد.

حتی کسانی که اساساً هدفشان کسب مادیات نیست و به صورت غیرانتفاعی فعالیت می‌کنند هم با این معنای عام فروش فروشنده محسوب می‌شوند.

به عنوان مثال، یک موسسه خیریه هم که از کودکان سرطانی حمایت می‌کند، درگیر فرایند فروش است.

 این موسسه، می‌خواهد که مردم، خریدار حرف‌ها و خواسته‌ها و خدماتش باشند. بنابراین تلاش می‌کند مخاطبان خود را افزایش دهد و از هر کدام از مخاطبان خود هم، کمک و حمایت بیشتری دریافت کند.

حالا بیایید در یک سازمان، به مدیر واحد پاسخگویی تلفنی به مشتریان فکر کنیم.

عموم شرکتها،‌ واحد پاسخگویی به مشتریان را چندان جدی نمی‌گیرند.

یا کم سابقه ترین و غیرمتخصص‌ترین کارکنان خود را به این بخش می‌فرستند.

عملاً مدیر این واحد هم مشکل فروش دارد. نه به معنای اینکه از واحدهای دیگر پول بگیرد و خدمات ارائه دهد.

بلکه به این معنا که اعتبار این واحد افزایش یافته، در جلسات رسمی سازمان، حرفهایش خریدار بیشتری داشته و نظرات این واحد بتواند بر سیاست‌های کلان سازمان، تاثیرگذار باشد.

با این تعاریف، کافی است یک بار دیگر فکر کنیم و ببینیم که من یا سازمان من چه چیزی را می‌فروشد و بازاریابی محتوا قرار است به من برای فروش چه چیزی کمک کند؟

 

آیا تولید محتوا و بازاریابی محتوا، زیرمجموعه‌ای از دانش تجارت الکترونیک یا کسب و کار آنلاین است؟

این روزها خیلی از مردم، وقتی لغت محتوا و بازاریابی محتوا را می‌شنوند بلافاصله به محتوای دیجیتال فکر می‌کنند.

اما محتوای دیجیتال اگر چه یکی از شکل‌های رو به رشد محتوا در دنیای امروز محسوب می‌شود، تنها یکی از انواع محتواست. اگر شما یک نویسنده هستید و کتاب منتشر می‌کنید، باز هم تولیدکننده محتوا هستید.

اگر شب هنگام، اوقات فراغت خود را با ارسال پیام و پیامک از طریق نرم افزارهای مختلف مانند وایبر و واتزاپ و … می‌گذرانید، تولیدکننده محتوا هستید.

اگر معلمی هستید که در کلاس درس می‌دهید تولیدکننده محتوا هستید.

اگر مدیر تضمین کیفیت یک شرکت هستید و دستورالعمل‌ها و فرایندها را تنظیم و منتشر می‌کنید،‌ تولیدکننده محتوا هستید.

اگر داستان‌های اخلاقی و مذهبی برای مردم تعریف می‌کنید و تلاش می‌کنید آنها را به زندگی بهتر هدایت کنید، تولیدکننده محتوا هستید.

اگر فیلم میسازید تولیدکننده محتوا هستید.

حتی کسی که قبض تلفن همراه چاپ می‌کند یا فاکتور فروش یک فست فود را صادر می‌کند، در حال تولید محتوا است.

بازاریابی محتوا و استراتژی محتوا چه کاربردی دارد؟

البته برخی شغل‌ها به طور مستقیم تولیدکننده محتوا هستند و به بازاریابی محتوا فکر می‌کنند و برخی دیگر، تولید محتوا را به عنوان فرایندی جانبی در کار خود تعریف می‌کنند.

قاعدتاً یک جایگاه اختصاصی برای بنزین (به قول خودمان پمپ بنزین) تولیدکننده محتوا به نظر نمی‌رسد.

اما اگر برگه‌ای به رانندگان بدهد و روی آن فهرستی ده گانه از مواردی که مصرف سوخت خودرو را افزایش می‌دهند نوشته باشد، به یک تولیدکننده محتوا تبدیل شده و احتمالاً به بازاریابی محتوا هم فکر می کند.

بنابراین، بازاریابی محتوا را باید به عنوان زیرمجموعه‌ای از حوزه بازاریابی در نظر گرفت تا حوزه‌ی تکنولوژی دیجیتال.

 

چرا متمم تا این حد روی محتوا و استراتژی محتوا و بازاریابی محتوا تاکید می‌کند؟

اجازه بدهید به جای اینکه برای شما از گسترش اینترنت و شبکه های ارتباطی و موبایل و لپ تاپ – که قطعاً رویدادهای مهمی محسوب می‌شوند – بگوییم، به روندی که طی چند هزار سال اخیر شکل گرفته است نگاه کنیم:

ترسیم نقاشی روی دیوارهای غار، نمونه‌ای از تولید محتواست

هنوز نمی‌دانیم که چرا انسان اولیه بر دیوار غارها تصاویر مختلف ترسیم می‌کرده است.

مستقل از اینکه آن تصاویر را برای زیبایی ترسیم می‌کرده یا برای اینکه آنها را به عبادت بنشیند و یا اینکه پیامی از خود برای بازماندگان و آیندگان به جا بگذارد، به هر حال انسان اولیه، تولید محتوا را قبل از قسمت عمده‌ای از تولیدات فیزیکی آغاز کرده است.

وقتی که ارتباطات شکل گرفت، محتوا این بار شکل پیام را به خود گرفت.

حالا محتوا فرستنده و گیرنده هم داشت و در یونان باستان، آنها که در دو ماراتون پیروز بودند، حاملان پیامهای مهم تلقی می‌شدند.

انسان همچنان به تولید محتوا ادامه داد.

محتوا فقط تصویری زیبا بر دیواره‌ی غار یا یک پیام مهم سیاسی نبود.

کبوتران نامه بر و تاریخچه تولید محتوا

جارچی‌ها، اولین توزیع‌کننده‌های رسمی محتوای خبری بودند و طبیعتاً چون استفاده از جارچی، به پشتوانه حقوقی و سرمایه مادی نیاز داشت، پادشاهان تنها کسانی بودند که می‌توانستند عرضه‌ی انبوه محتوا را در میدان‌های شهر انجام دهند و به نوعی نخستین رسانه ها شکل گرفتند.

عصر چاپ و انتشار روزنامه‌ها، نسل بعدی عرضه محتوا را رقم زد.

حالا تولید محتوا به عنوان یک شغل، رسماً شکل گرفته بود و رسانه، معنا پیدا کرده بود.

البته هنوز بازاریابی محتوا به شکلی که امروز شناخته می‌شود رایج نبود.

روزنامه ها، خبر و گزارش منتشر می‌کردند و صاحبان کسب و کار هم، در ازاء پرداخت پول، اجازه داشتند آگهی‌های خود را در آنها منتشر کنند.

شاید اگر بخواهیم کمی موشکافانه‌تر نگاه کنیم، روزنامه‌های دولتی آن زمان، به نوعی فلسفه بازاریابی محتوا را می‌فهمیدند.

روزنامه منتشر می‌شد و با انواع محتوا، مردم را خوشحال و راضی و سرگرم می‌کرد تا در لا به لای آن،‌ دولتها هم بتوانند به تبلیغ ایده ها و نظریات خود و به نوعی به بازاریابی خودشان و افکارشان بپردازند.

رادیو نسل بعدی بستر تولید محتوا بود.

حالا صدا هم به انواع محتوا افزوده شده بود و تلویزیون به تدریج تصویر را هم وارد فضای محتوا می‌کرد.

در این میان روزنامه ها نقش خود را از دست ندادند.

مجله های تخصصی شکل گرفتند.

این مجله‌ها که به صورت هفته نامه و ماهنامه برای خانواده ها، پزشکان، ورزشکاران،‌ حقوق‌دانان و … منتشر می‌شدند، ایده‌های جدیدی را در بازاریابی محتوا به همراه آوردند.

پزشکان هوشمند آموختند که به جای آگهی تبلیغاتی، مقالاتی آموزشی درباره مواجهه با بیماری‌ها بنویسند.

روانشناسان، یادگرفتند که به جای اصرار و التماس برای اینکه مردم به آنها پول بدهند و مشورت بگیرند، ستون پاسخ به سوالات، راه بیندازند و با لبخندی بر لب و چهره‌ای مهربان، آمادگی خود را برای پاسخگویی به سوالات مطرح کنند.

آنها می‌دانستند که خواننده‌ی مقالات، مشتری مطب‌ها و مراکز مشاوره آنها هم خواهد بود.

ماهواره‌ها نسل جدیدی از بستر ارتباطی بودند که رسانه‌های فراگیر را شکل دادند.

حالا کشورهای مختلف می‌توانستند به بازاریابی در نقاط دیگر جهان فکر کنند.

از طرفی هزینه تاسیس شبکه‌های جدید کاهش یافته بود.

دغدغه‌های ارتباط بین فرهنگی هم بیشتر شد و حالا بازاریابی محتوا می‌آموخت که باید بکوشد محتوای فراگیر تولید کند.

هر جا هم که چنین مسئله ای امکان پذیر نیست، بسته به سلیقه مردم محتوا بسازد.

مک دونالد و محتوای تبلیغاتی برای کشورهای اسلامی

مک دونالد آموخت که محتوای تبلیغاتی‌اش در کشورهای مسلمان،‌ باید در ماه رمضان رنگ و بوی اسلامی بگیرد و در غیر این صورت اثربخش نخواهد بود.

کشورها آموختند که در محتواهای تولیدی خود برای نقاط دور جهان، تصویری خوش آب و رنگ‌تر از واقعیت خود را ترسیم کنند.

صنعت گردشگری آموخت که تولید محتوا برای جذب توریست، چیزی فراتر از انتشار سفرنامه‌های جهانگردان قدیمی است و حالا می‌توان تیزرهای تبلیغاتی جذاب تولید و پخش کرد.

تولید محتوا به تدریج به یک دانش تخصصی‌تر تبدیل شد.

حالا روزنامه نگاران قدیمی، خودشان را اصحاب رسانه معرفی می‌کردند.

تولید فیلم و موسیقی و کتاب و مقاله موفق، به ترکیبی از انسان‌شناسی و روانشناسی و حقوق و بازاریابی و مدیریت نیاز داشت.

هزینه تولید محتوا بالا رفته بود و مردم ترفندهای تبلیغاتی را به خوبی آموخته بودند.

در این میان بازاریابی محتوا به شیوه امروزی آن، به تدریج در حال شکل گیری بود.

به تدریج اینترنت و دنیای وب شکل گرفت.

وب سایت‌ها ابزارهای ارزان قیمت و اثربخش بودند که هر شخص یا سازمانی می‌توانست با صرف بودجه و انرژی کمی، آنها را در اختیار خود داشته باشد.

فراگیر شدن کاربران اینترنت، شکل گیری امکان نقل و انتقال پول در فضای آنلاین، شبکه ‌های اجتماعیوگوشی‌های هوشمند، همه و همه باعث شدند که محتوا مفهومی جدی‌تر پیدا کند.

عصر جدیدی شکل گرفت که تولید محتوا و بازاریابی محتوا و تدوین استراتژی برای عرضه محتوا، یکی از دغدغه‌های اصلی‌اش بود.

 

چه اتفاقی افتاده است که شکل سنتی بازاریابی و تبلیغات، به سمت بازاریابی محتوا حرکت کرده است؟

اتفاقات زیادی در سالهای اخیر باعث شد که روند و مسیر حرکت بازاریابی از بازاریابی سنتی به بازاریابی محتوا تغییر کند.

یکی از مهم‌ترین تغییرات، ایجاد احساس آگاهی و دانش در ذهن مشتریان بود.

حرکت شکل سنتی بازاریابی و تبلیغات به سمت بازاریابی محتوا

اگر می‌گفتند خودرو باید سه چرخ داشته باشد، می‌گفتیم حتماً درست است و اگر می‌گفتند کف خودرو باید از کف خیابان دو متر فاصله داشته باشد، می‌گفتیم حتماً اسراری در این طراحی است که ما نمی‌فهمیم.

اما امروز، هر کسی که در خیابان راه می‌رود و خودرویی دیده است، خود را متخصص خودرو می‌داند. مهم نیست که بنز باشید و آخرین مدل خود را تولید کنید یا تویوتا باشید و با سهم بزرگی از بازار جهانی، محصول جدید خود را روانه بازار کنید.

مردم به سادگی نظر می‌دهند: کاش بنز این آپشن را هم اضافه می‌کرد. تویوتا در طراحی پشت خودرو کم حوصلگی به خرج داده است! شرکت … نباید به سمت تولید خودروی SUV میرفت. طراحی گیربکس فلان شرکت ضعیف است!

شبیه همین ماجرا را می‌توانیم در مورد گوشی‌های موبایل هم مثال بزنیم.

مهم نیست اپل باشید و در صنعت خود پیشرو باشید.یا اینکه استیو جابز باشید و مرده باشید! هر کسی که یک بار گوشی موبایل در دست گرفته است، معتقد است که اگر استیو جابز را دیده بود و نصیحت‌های خودش را مطرح می‌کرد، الان اپل خیلی موفق‌تر بود!

واقعیت این است که اگر نسبت دانش به پیچیدگی محصول را در نظر بگیریم، مشتریان موبایلهای قدیمی نوکیا که نقش گوشتکوب را هم ایفا می‌کرد، دانش بیشتری نسبت به موبایل خود و قابلیت‌هایش داشتند تا کسی که امروز یک گوشی هوشمند مدرن با سیستم عامل اندروید یا iOS خریداری می‌کند.

اما اینها دلیل نمی‌شود.

مشتری امروز، به خاطر اطلاعات زیادی که در اختیار دارد، معتقد شده است که دانش و تخصص بیشتری هم دارد و به همین دلیل، به سادگی سابق، با چند بیلبورد و تیزر تبلیغاتی عمومی متقاعد نمی‌شود. او خودش را صاحب نظر می‌داند یا در اطرافش، کسانی را می‌شناسد که آنها را صاحب نظر می‌داند.

حالا اگر شما می‌خواهید محصول جدیدی عرضه کنید، باید مدتها در گوش مشتری، داستان‌های مختلف تعریف کنید و برایش حرف بزنید تا او بیشتر یاد بگیرد و در نهایت، وقتی خودش به عنوان کارشناس محصول و خدمت شما را ارزیابی می‌کند، تصمیم به خرید آن بگیرد!

ظهور عرضه کنندگان ارزان قیمت، اتفاق دیگری بود که قواعد بازی را تغییر داد. تقریباً هر محصولی که تولید کنید می‌بینید که چینی‌ها چیزی شبیه آن را به قیمتی ارزان‌تر تولید کرده‌اند.

توسعه تکنولوژی به کاهش قیمت تمام شده منتهی شده و اکنون ارزان‌ترین محصولات هم، در بسیاری از قابلیت‌ها با محصولات گرانقیمت، مشابه هستند.

قدرت تفکیک چشم انسان از قدرت تفکیک صفحه نمایش موبایل‌ها کمتر است و تفاوت کنتراست تلویزیون‌ها را به خوبی نمی‌فهمد.

گوش ما در شنیدن و تفکیک صدا در مقایسه با کیفیتی که سیستم‌های صوتی امروزی دارند بسیار ضعیف است و دیگر به سادگی نمی‌توان ادعا کرد که کیفیت فلان سیستم صوتی تفاوت فاحشی با متوسط سیستمهای صوتی موجود در بازار دارد.

پارچه‌ها در چند کارخانه محدود بافته می‌شوند و گاهی پارچه لباسی که شما در خاورمیانه می‌خرید و لباسی که در غرب اروپا یا آمریکای شمالی خریداری می‌کنید به دست یک نفر و زیر یک دستگاه تولید شده است!

پس به نظر می‌رسد که اگر از حد متوسط عبور کرده باشیم، مشتری تا حد زیادی داستان‌ها را می‌خرد! ردبول به نسبت یک نوشابه انرژی‌زای گمنام، داستانهای بیشتری در گوش من و شما خوانده است! به همین دلیل است که گفته می‌شود امروز یک برند، باید خودش را یک ناشر ببیند (توضیح بیشتر:بازاریابی درونگرا و برند به عنوان ناشر)

مسئله سوم، گرانتر شدن بسترهای سنتی تبلیغات است.

طی دهه اخیر، برندسازی و بازاریابی و تبلیغات و مفاهیم مشابه،‌ بیش از آنکه به نفع تولیدکنندگان کالا و خدمات عمل کنند، به نفع رسانه‌های تبلیغاتی عمل کردند.

هر روز تقاضا برای تبلیغات تلویزیونی بیشتر شد.

هر کسی دوست داشت در روزنامه‌ها تبلیغ کند. صاحب هر کسب و کار مربوط و نامربوطی، در آرزوی خود روزی را می‌دید که نامش بر روی بیلبورهای خیابانی حک شود.

تقاضای زیاد، قیمت‌ها را هم افزایش داد و از سوی دیگر، مخاطب که هر روز با حجم بیشتری از تبلیغات مواجه بود، بیش از گذشته،‌ نسبت به تبلیغات بی‌تفاوت شد.

بیلبوردهای خلاقانه که زمانی تصمیم مشتری به خرید را شکل می‌دادند، امروز به سختی حتی می‌توانند لبخندی بر لب مشتری بیاورند و ایده‌های تکراری هم مخاطب را دلزده کرده است.

چهارمین مسئله این بود که آشنایی مخاطب‌ها با فرایند تبلیغات و همینطور جزییات اجرایی و عملیاتی آن، اثربخشی تبلیغات را کاهش داد.

حالا دیگر خیلی سخت است که به بیننده‌ی تلویزیونی بقبولانید که به عنوان یک کارآفرین موفق به تلویزیون دعوت شده‌اید.

هر کس که در زیر یک پله به دستفروشی هم مشغول بوده، پیشنهادهای مختلف برای تولید مشترک برنامه‌ها را شنیده است و حتی تعرفه‌ها هم مشخص است.

رپورتاژ آگهی در روزنامه‌ها دیگر کسی را هیجان زده نمی‌کند. مردم هنگام دیدن سریال‌ها، زمان دستشویی رفتن خود را با ساعت تبلیغات تنظیم می‌کنند! به عبارت دیگر، همزمان با گران شدن بسترهای تبلیغاتی، اثربخشی آنها هم کاهش یافته است.

content-marketing-motamem-social

وضع فضای آنلاین و شبکه‌های اجتماعی هم بهتر نیست.

قیمت فالور اینستاگرام مشخص است! بگویید که امروز چند فالور دارید و می‌خواهید هفته‌ی بعد چند فالور داشته باشید تا فالور‌ها را با تخفیف به شما بفروشند!

فالورهای کم خاصیت در شبکه‌های اجتماعی زیاد شده‌اند. همانهایی که به روح سرگردان موسوم هستند.

در صفحه فیس بوک خود ده هزار فالور دارید و مطلبی که می‌نویسد صد عدد لایک می‌خورد.

بخشی از مردم فقط کنجکاوی می‌کنند و بخشی دیگر حتی همین کار را هم انجام نمی‌دهند.

شبکه‌هایی مانند وایبر را هم که همگی دیده‌ایم.

در یک لحظه همزمان دو تبلیغ در مورد کنسرت یک خواننده و عرضه مستقیم پوشک کودک دریافت می‌کنیم.

ایمیل‌های گروهی هم که به سرنوشت پیامک‌های گروهی دچار شده‌اند و هر کسی با کمی صرفه جویی در غذای روزانه می‌تواند بودجه‌ای برای ارسال پیام به همه هموطنان خود ذخیره کند!

 

 

بازاریابی محتوا، در چنین بستری شکل گرفت.

سوال اصلی بازاریابی محتوا این بود که: چگونه می‌توان از رسانه های قدیمی به شیوه ای اثربخش و ارزان قیمت استفاده کرد؟ همچنین چطور می‌توان از رسانه های جدید که فعلاً بیشتر نقش اسباب بازی و سرگرمی ما را دارند، ابزارهایی ارزان اما اثربخش برای ارزش آفرینی خلق کرد؟

 

منبع : متمم

۷ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۷ مرداد ۹۶ ، ۲۲:۲۳
Ali Hatami
جمعه, ۶ مرداد ۱۳۹۶، ۰۵:۰۶ ب.ظ

کسب و کار اینترنتی را چگونه آغاز کنیم؟

کسب و کار اینترنتی : یکی از راه های کسب درآمد سریع و بدون نیاز به سرمایه گذاری راه اندازی کسب و کار اینترنتی است (شما با سرمایه گذاری بسیار کم می توانید کسب وکار خود را در اینترنت راه اندازی کنید) که اکثر آنها نیز ابتدا از داخل خانه ها آغاز می شود و سپس رشد کرده و تبدیل به شرکت های بزرگ می شوند.

 

اگر شما در حال حاضر کسب و کار دارید اما در اینترنت فعالیت نمی کنید و از اینترنت درآمدی ندارید پس قطعا از بسیاری از رقبا جا مانده اید  از طرفی  بسیاری از کسب و کارهای فیزیکی  و سنتی در حال حاضر رو به نابودی می روند  و جای خود را به کسب وکارهای اینترنتی می دهند ، نگران نباشید در این مقاله به شما می گوییم که چگونه کسب و کار خود را در اینترنت راه اندازی کنید.

  کسب و کار اینترنتی

 

خیلی ها بر این باورند که راه اندازی کسب و کار اینترنتی فقط با سرمایه گذاری زیاد امکان پذیر است و باید برای شروع هزینه های زیادی برای صرف راه اندازی وب سایت و تبلیغات و… شود و یا باید مسلط به برنامه نویسی بود و خود با انجام کارهای فنی پیچیده یک کسب و کار اینترنتی راه اندازی کرد.

از شما می خواهم به سوالات زیر پاسخ دهید؟؟؟

 

پاسخ دادن

 

 

  • آیا فکر می کنید برای راه اندازی کسب و کار اینترنتی حتما باید کدنویسی کنید؟

    خیر

  • آیا فکر می کنید نیاز است با شخص متخصص مشورت کنید؟

    بله

  • آیا شما هم فکر می کنید باید کالاهای زیادی را خریده و انبار کنید؟

    خیر

  • آیا بدون سرمایه گذاری زیاد نیز می شود یک کسب و کار آنلاین راه اندازی کرد؟

    بله

 

به جملات پایین دقت کنید و در ابتدای هر جمله بگوید من می توانم:

  • ۱۰۰% توسط خودتان
  • بدون نیاز به کدنویسی و متخصص
  • بدون هزینه های هنگفت!
  • بدون نیاز به انبار حتی ۱ محصول!
  • بدون نیاز به دفتر کار و در منزل

 

راه اندازی وب سایت 

کسب و کار اینترنتی

قبل از ورود به دنیای اینترنت و اینکه جایگاه و نشانی خود را مشخص سازیم ، احتیاج به نام خود در وب سایت داریم تا از طریق آن هم دارای شناسه و آدرس باشیم و هم با مشتریان ارتباط برقرار نمائیم نام وب سایت می تواند بعنوان قسمتی از نشانی پست الکترونیکی ما به کار گرفته شود تا شناسه اینترنتی ونام تجاری مان را بیشتر مطرح نماید .

 

مشخصات نشانی وب یا شناسه اینترنتی  تجاری :

 

نام دامنه

-نام اینترنتی باید طوری انتخاب شود که به سرعت در حافظه مشتری جای گیرد و باقی بماند . مثلا نام آمازون خیلی سریعتر از بوک سون لاین در ذهن باقی می ماند .

 

– شناسه اینترنتی باید کسب و کار را به خوبی معرفی نماید معرفی ساده و هوشمندانه تجارت مورد نظر  در نام سایت از اشتباهی گرفتن آن جلوگیری می کند . مثلا: سایت بوک دانلود به صورت آشکار به بازدید کننده می فهماند که می تواند در آن سایت کتاب های الکترونیکی را دانلود یا خریداری نماید .

 

اگر یک نمایه اینترنتی برای تجارت مورد نظر برپا شود نام سایت را می توان مناسب با نام تجارت و یا حتی هم اسم شرکت خود انتخاب کرد .

 ۳۴ ایده پولساز کسب و کار اینترنتی

-شناسه اینترنتی باید کوتاه باشد یعنی مشتری با یک بار شنیدن آنرا به خاطر بسپارد و به راحتی نامشان را در مرورگر وب خود وارد کند . بنابراین نام های پیچیده به هیچ عنوان بخوبی عبارات ساده نمی شوند .

 

چگونه سایت خود را راه اندازی کنیم ؟

 

کسب و کار اینترنتی

 

۱-در اولین قدم باید سایت های تجاری موجود در اینترنت را مورد مطالعه و ارزیابی قرار داده و با خلاقیت سایت خود را با روش های بازاریابی تکنیک های طراحی بکار گرفته در آنها هماهنگ نماییم تا بتوانیم کارآیی سایت را تضمین کنیم.

 

۲-صفحه اصلی سایت را طوری طراحی نمائیم که در اولین نگاه بر روی بازدید کننده و مشتری تاثیر بگذارد مثلا اطلاعاتی از نام و علامت تجاری ، نشانی دقیق ، چگونگی تماس و شماره تماس و نمابرو  پست الکترونیکی بار صفحه اول قرارگیرد.

 

۳-باید بازدید از سایت را برای مشتریان آسان نموده و باید تعداد کلیک هایی که مشتری از صفحه ابتدایی سایت می کند به حداقل رساند .

 

۴-سایت را باید ساده و سبک کرد و از انباشته نمودن سایت به عکس ، موسیقی و … خودداری نمود و باید از تصاویر که به کار می بریم مطمئن باشیم که بر کیفیت سایت می افزاید نه اینکه مشتری را گیج می نماید .

 

تاسیس شرکت تجارت الکترونیکی

 

کسب و کار اینترنتی

 

شرکت های موجود به طور روز افزون از تجارت الکترونیکی برای گسترش شبکه های فروش و بازاریابی خود استفاده می کنند . همچنین تجارت الکترونیکی محور تاسیس تعداد زیادی از شرکت هاست .

 

اینترنت در شرکت های کوچک و متوسط بسیار مهم است چرا که با استفاده از آن می توان هزینه های بازاریابی را به حداقل رساند و در عین حال به بازارهای وسیع تری دست یافت .

کارآفرینی که فعالیت کارآفرینانه تجارت الکترونیکی را آغاز می کند لازم است تصمیم بگیرد که آیا مایل به انجام عملیات اینترنتی داخل شرکت است یا این عملیات را به منابع خارجی و کارشناسان اینترنتی بسپارد .

 

در صورت انتخاب عملیات درون شرکت باید رایانه ، خدمات رسان یا سرور ، خطوط اتصال یا روتر و دیگر سخت افزارهای لازم را تهیه کرد و حداقل یک خط تلفن را به اتصال اینترنتی اختصاص داد .

 

البته اتصال از طریق فیبر نوری که گران تر است به سرعت دارد جای خود را باز می کند . دیگر امور زیربنایی تجارت الکترونیک عبارت اند از نرم افزار و خدمات پشتیبانی از قبیل طراحی وب سایت و پرداخت الکترونیکی و منابع انسانی راهکار دیگر آن است که از منابع بی شمار خارج از شرکت برای تجارت اینترنتی کمک بگیریم کارآفرین می تواند از شرکت طراح وب بخواهد صفحه های وب را طراحی کند سپس آن را روی سرور شرکت نصب کند .

در این صورت وظیفه کارآفرین به روز کردن صفحات به صورت مستمر است .

به روز رسانی

 

دو مولفه مهم تجارت اینترنتی عبارت اند از عملیات پیشاپیش و انتصابی که عملیات پیشاپیش در واقع شامل عملکرد وب سایت است . توانایی های جستجو ، چرخ دستی ، خرید و پرداخت ایمنی چند مثال از این عملیات اند .

 

بزرگترین اشتباه بسیاری از شرکت های اینترنتی آن است که تصور می کنند وب سایت جذاب با قابلیت های تعامل دو سویه ، موفقیت آنها را تضمین می کند ، ولی در واقع این امر اهمیت عملیات انتهایی را از نظرها مخفی می کند .

 

نتیجه گیری:

اگر اطلاعات کافی برای راه اندازی وب سایت خود نیاز دارید می توانید به وب سایتهای که در این زمینه مشاوره می دهند مراجعه کنید . آرزوی ما موفقیت و پیشرفت شما دوست عزیزم است.

 

نویسنده : ماهان تیموری

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۶ مرداد ۹۶ ، ۱۷:۰۶
Ali Hatami
جمعه, ۶ مرداد ۱۳۹۶، ۱۲:۲۸ ق.ظ

ایجاد مزیت رقابتی

مهم‌ترین عامل در فروش موفق ایجاد مزیت رقابتی است. برای موفقیت در فروش، باید مشتریان را متقاعد کنید که محصولات شما برتر و مطلوب‌تر از محصولات رقبا است. تمایز، کلید موفقیت در فروش است.

 

در حال حاضر مزیت رقابتی‌تان چیست؟ چه چیزی باعث می‌شود محصول شما در ذهن مشتری برتر از هر محصول مشابه دیگری باشد؟

 

حوزه برتری شما

حوزه برتری شما چیست؟ محصول یا خدمت شما چه چیزی را به مشتری ارائه می‌دهد که آن را از همه جهات به مطلوب‌ترین گزینه تبدیل می‌کند؟‌ مزیت اصلی خرید و استفاده از محصول یا خدمت شما که آن را به گزینه‌ای بهتر از محصولات رقبا تبدیل می‌کند، کدام است؟‌
مزیت رقابتی ارائه شده توسط محصول، خدمت یا شرکت شما،‌ قلب همه تلاش‌های بازاریابی و فروش، دلیل بقا و موفقیت‌تان در بازار رقابتی و کلید موفقیت شما است. به گفته پیتر دراکر «اگر مزیت رقابتی ندارید، هرچه زودتر دست به کار شوید و یکی بسازید».
اگر از کارتان مطمئن نیستید یا اگر محصولتان مزیت رقابتی ندارد، از خود بپرسید: چطور می‌توانست باشد؟ اگر بخواهم در درازمدت موفق شوم، باید چطور باشد؟

 

ارزش‌افزوده منحصربه‌فرد

مایکل پورتر، کارشناس هاروارد در حوزه مزیت رقابتی معتقد است که باید «ارزش‌افزوده منحصربه‌فردی» برای مشتریان داشته باشید.
لازم نیست از همه رقبا برتر باشید. فقط باید محصولی ویژه، متفاوت و ارزشمندتر به مشتریان خاص موردنظرتان ارائه دهید.
مزیت رقابتی شما از نظر کدام مشتریان واقعا متفاوت است؟ تقریبا هر محصول یا خدمت مزایای خاصی دارد که آن را به گزینه بهتری برای یک گروه خاص از مشتریان تبدیل می‌کند؛ مثلا تصور کنید کادیلاک می‌فروشید. مزیت رقابتی کادیلاک‌ها این است که اتومبیل‌های لوکسی هستند و تصویر ذهنی مشتریان از آن، اتومبیلی با کیفیت بسیار بالا است؛ اما باید از خود بپرسید «این مزیت رقابتی برای کدام دسته از مشتریان مهم است؟»

 

ویژگی‌های مطلوب کادیلاک برای افرادی جذاب است که توانایی مالی خرید اتومبیل‌های لوکس را دارند. بازار هدف شما افرادی نیستند که فورد، شورولت یا سوبارو سوار می‌شوند، ‌بلکه مشتریان ثروتمندی هستند که درآمد زیادی دارند.
بنابراین کادیلاک چه ارزش‌افزوده منحصربه‌فردی دارد که آن را به گزینه‌ای برتر از بی.ام.دابلیو، آئودی یا مرسدس بنز تبدیل می‌کند؟
برای پیشرفت در بازار رقابتی، محصولتان باید حداقل در چهار حوزه متفاوت و برتر باشد:

 

۱. کیفیت بهتر

کیفیت توسط مشتریان تعریف می‌شود. مشتری شما چه تعریفی از کیفیت دارد؟

 

۲. سریع‌تر و نتایج بهتر

محصول یا خدمت شما از چه طریق نتایجی سریع‌تر از محصولات رقبا ارائه می‌دهد؟ چرا از نظر مالی و شخصی برای مشتری توجیه دارد؟ اینکه محصول یا خدمت شما نتایج و منافعی را سریع‌تر از رقبا ارائه می‌دهد، چه تغییری در زندگی و کار مشتری ایجاد می‌کند؟

 

۳. ارزانتر

محصول شما می‌تواند از نظر قیمت و از نظر هزینه درازمدت مالکیت، ارزانتر از محصولات رقبا باشد. اگر ارزانتر باشد چه مفهومی برای مشتری دارد و چرا خرید با قیمت کمتر از شما به جای خرید با قیمت بالاتر از رقبا به نفع مشتری است؟‌

 

۴. ساده‌تر یا مناسب‌تر

مشتریان تنبل هستند و همیشه محصول یا خدمتی را ترجیح می‌دهند که استفاده از آن راحت‌تر باشد. استفاده از محصول یا خدمت شما از کدام جهات راحت‌تر است؟ چرا راحت‌تر است؟ از چه نظر راحت‌تر است؟ چه تغییری در کار یا زندگی مشتری به وجود می‌آورد؟ اگر همه موفقیت فروش به توانایی شما برای متمایز کردن محصول یا خدمتتان از محصولات رقبا بستگی داشته باشد تا به عنوان گزینه مطلوب‌تر دیده شود، آن‌وقت رقبایتان چه کسانی هستند؟

 

نقاط قوت خود را به حداکثر برسانید

تمام موفقیت فروش به توانایی شما برای متمایز کردن محصول یا خدمتتان از محصولات رقبا و تبدیل آن به گزینه‌ای مطلوب‌تر بستگی دارد. در این صورت، رقبای شما چه کسانی هستند؟ چرا مشتریان از رقبا خرید می‌کنند؟ چه مزیت‌‌هایی را در آن‌ها می‌بینند؟ از چه جهاتی حس می‌کنند محصول یا خدمت رقبا برتر از شما است؟

 

صادقانه بگویید که محصولات و خدمات رقبا از چه جهاتی برتر از شما است؟ چگونه می‌توانید مزایای رقبا یا مزایایی که مشتری در رقبا می‌بیند را تقلید کنید؟ برای معرفی محصول یا خدمت‌‌‌ به طریقی که باعث حداکثر کردن نقاط قوت شما و تاکید بر نقاط ضعف و آسیب‌پذیری رقبا شود، چه می‌توانید بگویید یا چه کاری می‌توانید انجام دهید؟

 

اغلب محصولات و خدمات مشابه هستند؛ مثل رستوران‌هایی که غذای مشابه ارائه می‌دهند. در این حالت، روش ایجاد تمایز، ارائه خدمات بهتر، گرمتر و دوستانه‌تر به مشتریان است. در بسیاری از موارد، به خصوص وقتی مشتری محصول یا خدمت را کالایی می‌داند که همه‌جا در دسترس است، کیفیت ارائه خدمات یک مزیت رقابتی به حساب می‌آید که باعث ایجاد حاشیه امن برای شما در ذهن مشتری می‌شود.

 

گاهی همه آنچه برای جذب مشتری لازم دارید این است که در یک حوزه خاص و مهم از نظر او، برتر باشید.

 

یک تمرین: پشت کارت ویزیت خود دلیلی ده تا پانزده کلمه‌ای بنویسید که باعث می‌شود یک مشتری مردد و بسیار آگاه به جای خرید از دیگران از شما خرید کند.
اگر نتوانید مزیت رقابتی خود را پشت کارت ویزیت بنویسید، به احتمال زیاد اصلا آن را نمی‌شناسید یا نمی‌توانید هنگام فروش از آن بهره ببرید.

 

 

منبع : مدیر سبز

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۶ مرداد ۹۶ ، ۰۰:۲۸
Ali Hatami

در این نوشتار با ۱۰ گام ساده ولی ضروری برای راه اندازی کسب و کار میلیاردی یا بهتر است بگویم ۱۰ میلیارد تومانی از زبان شخصی آشنا خواهید شد که دو کسب و کار میلیاردی را یکی با همسرش و دیگری را دوست اش راه اندازی کرد و در سال اول درآمد آن ها را  به ۱۰ میلیارد تومان رساند.

آموزش ۱۰ گام ساده برای راه اندازی کسب و کار میلیاردی در یک سال

ایجاد و راه اندازی کسب و کار میلیاردی آسان نیست. من به‌عنوان کسی که تابه‌حال دوبار کارآفرینی کرده‌ام، فراز و نشیب‌های راه اندازی کسب و کارمیلیاردی و فرهنگ آفرینی را تجربه کرده‌ام. سوای فرزندانم، برای هیچ چیز دیگری به خودم نمی‌بالم غیر از دو شرکتی که ساخته‌ام: Likeable Media وLikeable Local.

در دوره ای که به نظر می رسد کسب و کارهای فناوری بسیار موفق ، مشهورترین کسب و کارها هستند، ولی واقعیت این است که اکثر کسب و کارها، چه موفق چه ناموفق، کسب و کارهای خدماتی کوچک‌تر هستند. در این‌جا ۱۰ گام  راه اندازی نخستین شرکت و راه اندازی کسب و کار میلیاردی ما که یک آژانس بازاریابی بود و نیز نقشه‌ی ساخت آن ارائه می‌شود. درآمد این شرکت پس از یک سال به بیش از ۱۰ میلیارد تومان بالغ کردید. اگر بخواهید شما هم می توانید با برداشتن این ۱۰ گام مثل ما در کم تر از یک سال یک کسب و کار  میلیاردی یا بهتر است بگویم ۱۰ میلیارد تومانی داشته باشد.

مطلب مرتبط: فهرست ۳۴۰ مشاغل خانگی زودبازده در ایران

۱. یک شریک قابل اعتماد پیدا کنید

در اوابل دهه‌ی ۲۰ زندگیم، در رادیو دیزنی در کار فروش بودم. من فروشنده‌ی شماره یک در کشور بودم تا این‌که خانمی که بعدا همسرم شد به دفتر من پا گذاشت و ظرف مدت تنها ۴ ماه، من شدم نفر شماره‌ی ۲. مبهوت و مجذوب استعدادش شدم و دو چیز را دریافتم: الف) باید با او ازدواج کنم و ب) باید با او یک کسب و کار راه‌اندازی کنم.

در ۲۰۰۷، وقتی مراسم ازدواج‌مان را برنامه‌ریزی می‌کردیم، دریافتیم که نمی‌توانیم از پس یک عروسی بزرگ در نیویورک بربیاییم، پس یک طرح بازاریابیریختیم. در جولای ۲۰۰۷، من و همسرم یک مراسم عروسی اسپانسردار را در استادیوم بیسبال با حضور ۲۰۰ نفر از دوستان و خانواده و ۵،۰۰۰ نفر غریبه برگزار کردیم. ما ۲،۰۰۰،۰۰۰ تومان برای کارهای خیریه جمع کردیم و ۲۰۰ میلیون تومان هم از طریق رسانه‌های اکتسابی (رسانه‌هایی که مطالب را بدون دریافت پول به اشتراک می‌گذارند و اطلاع‌رسانی می‌کنند. م.) به‌دست آوردیم. هر آدمی که نتیجه را می‌دید شگفت‌زده می‌شد. وقتی تأمین‌کننده از ما پرسید برنامه‌ی بعدی چیست؟ با خودمان فکر کردیم: “نمی‌توانیم دوباره ازدواج کنیم، پس به‌جای آن یک شرکت تأسیس می‌کنیم”.

هرچند همه نمی‌تواند مثل ما با شوهر یا همسرشان کسب و کاری را راه‌اندازی کند، ولی از این گذشته همیشه خوب است که یک شریک قابل اعتماد داشته‌باشید و تمام تلاش‌تان را به آن اختصاص دهید. برای کسب و کار دوم، با دوست سی ساله‌ام شریک شدم و محصول خودمان را تولید کردیم. شما چطور؟ شما با چه کسی می‌توانید شریک شوید؟

مطلب مرتبط: ۷ راه برای بهبود کسب و کار اینترنتی

۲. یک استراتژی بسازید و روی یک چیز متمرکز شوید

اگر از من بپرسید اولین کاری که در راه اندازی کسب و کار اولم انجام دادم چه بود، به شما می‌گویم، یافتن پاسخ این پرسش که ‘چه کاری باید انجام شود؟’ و اگر از من بپرسید چه اندازه اعتبار فراهم کردیم، به شما می‌گویم، ‘بودجه‌تان چقدر است؟’ این‌ها برای درآمدزایی مفید بودند ولی پایدار نبودند. نهایتا، کسب و کارهای زیادی به‌خاطر این‌که استراتژی معقول و کانون تمرکز مشخصی نداشتند با شکست مواجه شدند.

من از مدل استراتژیک یک صفحه‌ای ورنه هارنیش برای هر دو کسب و کارم استفاده کردم. تیم‌های مدیریتی ما به‌صورت فصلی برای طرح‌ریزی استراتژی‌ها گرد هم می‌آیند، و باور کنید یا نه، به لطف ابزار ورنه، تمام طرح کسب و کار و استراتژی را تنها بر روی یک صفحه‌ی کاغذ خلاصه کردیم.

۳. به هر چیزی که از کانون تمرکز کسب و کارتان خارج است بگویید «نه»

خلق و طراحی استراتژی و تعیین کانون تمرکز ساده‌تر از تعهد به آن است. ولی اگر قرار است موفق باشید، نه تنها ‘بله’ گفتن به چیزهای درست مهم است، بلکه ‘نه’ گفتن به چیزهای غلط نیز مهم است.

نقطه‌ی عطف اصلی موفقیت ما در نخستین کسب و کارمان زمانی بود که چارلی را اخراج کردیم. چارلی یک رستوران‌دار یونانی در جزیره‌ی کویینز بود. یک آدم فوق‌العاده خوب بود که رستوران و رویدادهای خاصش را به کمک ما رونق داد. ولی او تنها ۵ میلیون تومان به صورت ماهانه می‌توانست به ما پرداخت کند. من می‌دانستم این مبلغ با اهداف کسب و کارمان جور درنمی‌آید. پس خودمان بادست خودمان عذر صاحب کار اول مان را خواستیم و پس از آن  بر جذب مشتریان بزرگ‌تر متمرکز شدیم، یعنی به سراغ کسانی رفتیم که بهتر می توانستند به رشد ما کمک کنند. نه گفتن واقعا سخت است – ولی ضروری است، البته اگر واقعا به‌فکر رشد و گسترش کسب و کار کوچک‌تان هستید.

مطلب مرتبط: اگر قصد راه اندازی مشاغل‌خانگی را دارید بخوانید

۴. از حمایت همتایان‌تان بهره‌مند شوید

در رأس بودن بی تردید تنهایی و انزوا به همراه دارد. حقیقتا این گونه است. حتی اگر یک شریک خوب هم داشته‌باشید بازهم مدیریت یک کسب و کار یکی از تنهاترین مشاغل دنیا است.  هیچ‌کس واقعا درک نمی‌کند در این راه چه به‌سرتان می‌آید و چه دردهایی متحمل می‌شوید. بخش عظیمی از تبدیل شدن درآمدمان از ۱۰ میلیارد به ۵۰ میلیارد ظرف مدت ۳ سال به این خاطر بود که در ۲۰۱۰ به سازمان کارآفرینان (EO) پیوستم. سازمان کارآفرینان بزرگترین شبکه‌ی همتا-به-همتا در میان مدیر عامل‌ها است، و مهمترین عنصر آن جلسات ماهیانه با همکاران کارآفرین است که به آن اتاق گفتگو می‌گویند. اتاق گفتگوی شش نفره‌ی ما یکی از مهمترین منابع در کسب و کار و زندگی من، دوستان نزدیک من، و یک سیستم حمایتی عالی است.

۵. گروهی از مشاوران تشکیل دهید

امکان ندارد همه‌چیز را بدانید، حتی اگر یک شریک عالی داشته‌باشید و همتایان بی‌نظیری در اطراف‌تان باشند، باز هم با کمک گرفتن از دیگران می‌توانید کسب و کارتان را رشد دهید. این‌که دوستان و مربیانی دارید که به شما کمک می‌کنند بسیار عالی است، ولی پیشنهاد می‌کنم استادان و مربیان‌تان را از طریق تشکیل گروه مشاوران رمزنگاری کنید.

در ۲۰۱۲، از دوستان و مربیان قدیمی، کارکشته و با استعداد با تجارب گسترده در زمینه‌های مختلف: امور مالی و تامین مالی، حقوق، بازاریابی، مدیریت برند و فروش، دعوت کردیم. هیئت مشاوران محبوب‌مان را تشکیل دادیم و به سرعت گروهی ۱۱ نفره از کسانی تشکیل شد که هر زمان به مشکلی برمی‌خوردیم می‌توانستیم روی کمک و مشورت آن‌ها حساب کنیم و به‌صورت رسمی چهار مرتبه در سال برای کمک به رشد کسب و کار گرد هم جمع می‌شدیم.

همه‌ی ما دوستان و مربیانی داریم که تجربه‌شان از ما بیشتر است- با تشکیل گروه مشاوران از تجربیات بیشتری می‌توانید استفاده کنید.

مطلب مرتبط:۱۰۱ ایده کسب و کار کوچک که آینده‌تان را می‌سازد

۶. با دقت و وسواس استخدام کنید ولی به سرعت اخراج کنید

زمانی کارمند سابقم درباره‌ی یکی از مدیران فروش به من گفت “دیوید، برای من مهم نیست که اگر پول زیادی هدر می‌دهد. این مرد در دستشویی با اعضای تیمش کوکائین مصرف می‌کند”.

وقتی به بزرگترین اشتباهاتم به‌عنوان یک کارآفرین فکر کردم، همه حول محور استخدام آدم‌های اشتباه می‌چرخیدند، ‌یا حتی از آن هم بدتر، نگه‌داشتن آدم‌های اشتباه برای مدتی طولانی‌تر از آن‌چه لایقش بودند. کارمندی که در بالا از او یاد شد، بلافاصله پس از این مکالمه به او اجازه‌ی رفتن دادم- ولی شاید باید دو ماه زودتر این کار را می‌کردم.

اتفاقی که غالبا می‌افتد این است که، استخدام افراد با سرعت و عجله صورت می‌گیرد و به استخدام فردی اشتباه برای منسبی اشتباه منجر می‌شود. آن‌گاه، حتی با وجود این‌که درک ما می‌گوید فردی اشتباه را استخدام کرده‌ایم، نمی‌خواهیم این واقعیت را بپذیریم، پس تلاش می‌کنیم این تصمیم‌مان را توجیه کنیم، و آن فرد را به‌سوی موفقیت سوق دهیم، و/یا او را بر مسند جدیدی بنشانیم.

این کار معمولا مخرب‌تر از استخدام آدم‌های اشتباه است! راه حل چیست؟ با دقت استخدام کنید و به سرعت اخراج کنید.

مطلب مرتبط:۲۵ ایده کسب‌ و کا پاره وقت

۷. فرهنگ و ارزش‌های فوق‌العاده‌ای بسازید

شما و کارمندان‌تان بیشترین زمان بیداری‌تان را در محل کارتان سپری می‌کنید نه در خانه یا با خانواده‌تان. از این‌رو ارزش‌های اصلی که دارید و فرهنگی که در محل کار می‌پرورانید قطعا برای موفقیت و خوشحالی‌تان ضروری است.

در این دو شرکت برای ایجاد ارزش‌های اصلی که طنین‌شان در این شرکت بپیچد زحمت زیادی کشیدیم. ازجمله، برای Likeable Media: شفافیت، مسئولیت‌پذیری، و علاقه‌مندی؛ برای Likeable Local علاقه به کسب و کارهای کوچک، علاقه به موفقیت مشتری، تحرک و پیشرفت مداوم. همچنین برای فرهنگ سازی نیز بدون خستگی تلاش کردیم: استراحت‌گاهی در خارج از اداره، وقایع اجتماعی، مزایای منحصر به‌فرد مانند خدمات ماساژ در محل کار. نتایج: Likeable Media برای سه سال متوالی به‌عنوان بهترین محل کار در نیویورک در بررسی وب‌سایت Crain معرفی شد- و همچنان بهترین و برترین افراد نیویورک را به خود جذب می‌کند.

۸. برند خودتان را بسازید

دنیای اینترنت همراه و شبکه‌های اجتماعی کار را برای کسب و کارهای کوچک راحت‌تر از قبل کرده است تا بتوانند ‘عمل کنند و جهانی بنگرند’. یکی از نخستین تصمیمات هفت سال پیش ما این بود که یک بلاگ خبررسانی روزانه راه‌اندازی کنیم. چندین سال بعد، یکی از پرخواننده‌ترین بلاگ‌ها در بازاریابیشبکه‌های اجتماعی را در اختیار داشتیم- و آن بلاگ نه‌تنها برند ما را ساخت- بلکه مشتریان زیادی هم جذب کرد.

امروزه، خواه از طریق بلاگ‌تان باشد، یا فیسبوک، توییتر و لینکدین، از طریق ویدیوی آنلاین یا تصاویر، یا مقالات یا اوراق سفید، این توانایی را دارید که به صورت مداوم برندتان را بسازید- کسب و کارتان را برای مشتریان‌تان موثق‌تر، و قابل اعتمادتر و دسترسی به آن را آسان‌تر کنید. وقتی نوبت به ساخت برند خودتان می‌رسد، شبکه‌های اجتماعی هماهنگ کننده‌ی خوبی هستند و فرصت فوق‌العاده‌ای دراختیار دارید تا برند کسب و کار کوچک‌تان را بزرگ کنید.

۹. درخواست توصیه نامه کنید

اواخر ۲۰۱۱ بود که به بن‌بست خوردیم. مشتری جدیدی نداشتیم، و برای نخستین بار در کسب و کار، من و همسرم به این فکر می‌کردیم آیا می‌توانیم به رشد کسب وکارمان ادامه دهیم یا نه. سپس، یکی از مشاوران ما گفت، ‘آیا از مشتریان‌تان تقاضای توصیه‌نامه کرده‌اید؟’

به‌نظر بدیهی می‌آمد، درست مانند ایده‌های خوب زیادی که واقعیت داشتند. پس همین کار را کردیم و درخواست توصیه‌نامه کردیم، و چیز بعدی که دیدیم سیل مشتریان بود که به رونق کسب و کار و بازگشایی واحدهای تعطیل‌شده منجر شد. دریافت توصیه نامه از مشتریان کنونی‌تان بهترین شکل بازاریابیبوده‌است و خواهد بود، چرا که اگر کارتان را خوب انجام دهید، آن‌ها هم به شما کمک می‌کنند. پس اگر درخواست توصیه نامه نکنید هیچ شانسی برای بقا ندارید.

مطلب مرتبط: ۱۸ ایده‌ی کسب و کار اینترنتی که پول‌ساز هستند

۱۰. همه‌چیز به آدم‌ها بستگی دارد

Likeable Media و Likeable Local بدون کارمندان، شرکا و مشاوران‌مان به هیچ‌جا نمی‌رسید. پنج مورد از نه مورد بالا به افراد مرتبط است. حقیقت این است که، فعالیت شما به‌عنوان یک کارآفرین و رهبر سه جنبه دارد: افق و استراتژی را تعیین کنید، اطمینان حاصل کنید پول کافی در حساب‌تان برای پرداخت چک‌ها هست، و آدم‌های درستی را در مسندهای درست بنشانید. افرادی که استخدام یا اخراج می‌کنید، آدم‌هایی که با آن‌ها شراکت می‌کنید یا نمی‌کنید، کسانی که از آن‌ها مشاوره می‌گیرید یا تصمیم می‌گیرید از آن‌ها مشاوره نگیرید- این آدم‌ها هستند که باعث موفقیت یا شکست شما می‌شوند. این آدم‌ها به شما کمک می‌کنند تا از ۰ به ۵۰۰ میلیون، یا از ۰ به ۱۰ میلیارد، یا از ۰ به ۵۰۰ میلیارد برسید.

کسب و کار شما یعنی آدم‌هایی که در کنارتان دارید. آدم‌هایی که در اطراف‌تان هستند ضامن موفقیت آینده‌ی شما هستند. همین حالا دست به کار شوید و آدم‌های درستی دور هم جمع کنید و کسب وکار کوچک رؤیایی‌تان را بسازید.

حالا نوبت شماست: رازهای موفقیت شما در کسب و کارتان چیست؟ از چه گام‌هایی پیروی کردید؟ چه چیزی در این فهرست گامهای راه اندازی کسب و کارمیلیاردی از قلم افتاده‌است؟ لطفا نظرات خود را در این مورد با ما در میان بگذارید.

 

منبع : بازده

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۶ تیر ۹۶ ، ۰۰:۴۶
Ali Hatami
جمعه, ۱۶ تیر ۱۳۹۶، ۱۰:۵۳ ق.ظ

۷ نکته درباره بازاریابی محتوا

کارآفرینان معمولا اولین بازاریاب‌های یک برند هستند. به‌طور متوسط در حدود ۲۸ درصد از کل بودجه بازاریابی یک سازمان خرج بازاریابی محتوا می‌شود و آن را تبدیل به یکی از چشمگیرترین استراتژی‌های بازاریابی می‌کند. درواقع مطالعات نشان داده‌اند که بازاریابی محتوا بیشترین بازگشت سرمایه را نیز دارا است.

بااین‌حال بدیهی است که تمام بازاریاب‌های محتوا از موفقیت یکسانی برخوردار نیستند. ممکن است بتوانید ۲۸ درصد از بودجه بازاریابی شرکتی را در اختیار داشته باشید، اما چگونه می‌خواهید از آن به شکلی موثر استفاده کنید؟

من آن‌قدر خوش‌شانس بوده‌ام که وارد دنیای بازاریابی محتوا شوم، شرکتی در این زمینه راه‌اندازی کنم و با برخی از حرفه‌ای‌ترین افراد این صنعت ارتباط داشته باشم. متوجه شده‌ام که بازاریاب‌های موفق محتوا این هفت کار را به روش متفاوتی نسبت به دیگران انجام می‌دهند:

 

۱.پژوهش در مورد مخاطب

همه‌چیز با شناخت درست مخاطب شروع می‌شود و موفق‌ترین بازاریاب‌های محتوا آن‌هایی هستند که این مرحله از کارشان را جدی می‌گیرند. اغلب بازاریاب‌های محتوا کارشان را با بررسی اولیه مشتریان یا پژوهشی در مورد مخاطبان احتمالی‌شان شروع می‌کنند، اما بازاریاب‌های موفق محتوا می‌خواهند همه‌چیز را در مورد جمعیت هدف خود بدانند.

آن‌ها می‌خواهند از نیازها و خواسته‌های مخاطبان خود سر در آورند و بدانند آن‌ها چگونه وقت می‌گذرانند و چه محتوایی می‌خواهند. از این مهم‌تر، بازاریاب‌های موفق محتوا پژوهش‌های خود را بر پایه‌ فرضیات اولیه‌شان بنا نمی‌کنند؛ در عوض آن فرضیه‌ها را به چالش می‌کشند تا بر تعصبات خود چیره شده و به حقیقت نزدیک شوند.

 

۲. سرمایه‌گذاری

آن ۲۸ درصدی را که قبلا گفتیم به خاطر دارید؟ بازاریاب‌های موفق محتوا این پول را به روش متفاوتی خرج می‌کنند.

آن‌ها سعی می‌کنند محتوای باکیفیت‌تری تولید کنند و به کمیت کار نداشته باشند. به‌عنوان‌مثال اگر آن‌ها ۲۸۰۰ دلار بودجه داشته باشند، چهار محتوای ۷۰۰ دلاری فوق‌العاده تولید می‌کنند درحالی‌که بازاریاب‌های دیگر ۵۶ محتوای ۵۰ دلاری بی‌کیفیت یا درنهایت معمولی تولید می‌کنند.

 

۳. شبکه‌سازی

برخی از بازاریاب‌های محتوا هم‌ زمان خود را صرف تولید کرده و روی کارهایی که درنهایت باعث ایجاد و پخش محتوایشان می‌شوند، تمرکز می‌کنند. شاید به نظر این روش کارآمدترین روش استفاده از زمان به  نظر برسد، اما بازاریاب‌های موفق محتوا کمی از وقتشان را به شبکه‌سازی حرفه‌ای نیز اختصاص می‌دهند.

این مطلب را از دست ندهید:  چگونه در کمتر از ۳۰ روز یک کتاب بنویسیم؟

رویکردهای مختلفی در بازاریابی محتوا وجود دارد که هیچ‌کدام از آن‌ها صحیح یا غلط نیستند. اگر می‌خواهید بیشترین تاثیر ممکن را روی مخاطبان خود بگذارید،‌ از دیگران درس بگیرید، ‌با نویسندگان مهمان کارکنید، با دیگر ناشران و بازاریاب‌های محتوا ارتباط برقرار کرده و شبکه‌سازی کنید و ایده‌های مختلفی را اعمال کنید.

 

۴. افزایش ارزش ارائه‌شده به مخاطبان

آیا ترجیح می‌دهید ۱۰۰ دلار به ازای یک وعده غذا بپردازید یا این پول را درازای خدماتی که به مدت یک هفته هر سه وعده غذایی روزانه‌تان را درب منزل به شما تحویل می‌دهد بپردازید؟

پاسخ سوال مشخص است زیرا تفاوت قیمتی بسیار فاحشی وجود دارد. اما نکته اینجا است که بازاریاب‌های موفق محتوا می‌دانند که چطور باید بودجه‌شان را به‌اصطلاح کش بدهند و بیشترین ارزش ممکن را از هر محتوای تولیدی دریافت کنند.

اولویت نخست آن‌ها این است که محتوایی باارزش همیشگی تولید کنند و سپس سعی می‌کنند هرازگاهی به آن محتوا سری بزنند و بعضا تغییرش دهند تا از بودجه‌ای که صرف آن شده نهایت استفاده را ببرند.

 

۵. تنوع‌گرایی

بازاریاب‌های موفق محتوا خود را درگیر یک حیطه تخصصی نمی‌‌کنند؛ حتی اگر با آن حیطه به موفقیت بسیاری رسیده باشند. سعی آن‌ها بر این است که محتواهای مختلفی تولید کرده و فرمت‌های مختلف تصویری،‌ مثل عکس و ویدیو را در آن بگنجانند.

این رویکرد باعث جلب‌توجه مخاطبان و همچنین تکراری نشدن خود بازاریاب‌ها می‌شود.

 

۶. آزمایش کردن

زمانی که بیشتر بازاریاب‌های محتوا الگوی کارآمدی پیدا می‌کنند، همان را به کار می‌بندند و رهایش نمی‌کنند. به‌عنوان‌مثال،‌ اگر آن‌ها تعداد پست‌های مشخصی با سبک و سیاقی خاص در هفته ارسال کرده باشند،‌ احتمالا همین رویکرد را در هفته‌های آتی نیز در پیش می‌گیرند تا بتوانند بازگشت سرمایه خود را حفظ کنند.

این مطلب را از دست ندهید:  با 5 میلیون تومان کارخانه تولید اطلاعات بسازید!

اما بازاریاب‌های موفق می‌دانند که حفظ بازگشت سرمایه برایشان کافی نیست و باید به شکلی فعال آن را افزایش دهند. به همین دلیل است که بیشتر بازاریاب‌های موفق در زمینه محتوا همواره به آزمون‌وخطا می‌پردازند و سعی می‌کنند فرمت‌های جدیدی برای پست‌هایشان پیدا کنند که مخاطب انتظارشان را نداشته باشد و جذب شود. البته این مسئله ریسک‌هایی نیز دارد و همیشه نتیجه‌بخش نیست،‌ اما حداقل مانع از این می‌شود که بازاریاب درگیر یک چرخه باطل شود.

 

۷. تحلیل و بررسی

درنهایت، بازاریاب‌های موفق محتوا می‌دانند که نباید موفقیتشان را بر اساس مولفه‌های شخصی‌شان ارزیابی کنند. آن‌ها به اعداد و ارقام توجه می‌کنند. به تحلیل‌هایی می‌پردازند که آن‌ها را از درستی و کارآمدی استراتژی‌شان مطمئن سازد. آن‌ها نمی‌خواهند با خوش‌خیالی فکر کنند که مخاطبانشان دارند از محتوای تولیدی آن‌ها لذت می‌برند، بلکه سوال می‌پرسند تا مطمئن شوند. آن‌ها پایه و اساس کارشان را بر معیار پرزرق‌وبرق و مثبتی که دارند بنا نمی‌کنند،‌ لکه کاوشی عمیق می‌کنند، فرضیه‌هایشان را می‌سنجد تا نتایجی مطمئن به دست آورند و سپس بر اساس این نتایج به بازاریابی محتوا می‌پردازند و کارشان را ادامه می‌دهند.

تابه‌حال از خود پرسیده‌اید که آیا از تمام ظرفیت و توانایی‌تان برای استراتژی محتوایی خود استفاده کرده‌اید یا خیر؟ آیا احساس کرده‌اید که رقبایتان عملکرد بهتری نسبت به شما دارند؟

یکی از حسن‌های بازاریابی محتوا ماهیت طولانی‌مدت آن است. کاری که در مدت یک هفته انجام می‌دهید در مقابل کاری که در طول سال انجام می‌دهید، رنگ می‌بازد. همیشه وقت دارید که تغییراتی در رویکردتان ایجاد کنید؛ پس از زمان استفاده کنید تا استراتژی بهتری ایجاد کرده و با استفاده از بازاریابی محتوا در رتبه بهتری قرار بگیرید.

 
منبع: مدیر سبز
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۶ تیر ۹۶ ، ۱۰:۵۳
Ali Hatami
جمعه, ۱۶ تیر ۱۳۹۶، ۱۰:۴۵ ق.ظ

۳۴ ایده پولساز کسب و کار اینترنتی

داشتن ایده پولساز کسب و کار اینترنتی علی الخصوص اگر بکر باشند می‌تواند نقطه شروع خوبی برای راه اندازی کسب و کار اینترنتی موفق باشد. در این نوشتار با ۳۴ ایده پولساز کسب و کار اینترنتی آشنا خواهید شد.

آغاز کسب و کار اینترنتی در مقایسه با سرمایه‌گذاری در شرکتی که وجود فیزیکی یا دفتری در مرکز شهر دارد از ریسک بسیار کم‌تری برخوردار است. از آن‌جایی‌که کسب و کارتان مبنایی اینترنتی دارد، شما می‌توانید به مشتریان بالقوه‌ی بیشتری دست پیدا کنید و به‌صورت مجازی از هر کجا که بخواهید فعالیت کنید. با برخی مهارت‌های ارتباطی و چندین وب‌سایت اصلی همراه با کمی دانش حفظ و نگهداری، تقریبا همه‌ی ما می‌توانیم یک کسب و کار اینترنتی راه‌اندازی کنیم و آن را به پیش ببریم و تنها در چند روز آن‌را راه بیاندازیم. آیا فکر می‌کنید آماده‌اید کارآفرین اینترنتی بزرگ بعدی باشید؟

در این جا تعدادی ایده پولساز کسب و کار اینترنتی عالی ارائه شده است تا شما را به تفکر در مسیری درست راهنمایی کند. در حالی‌که برخی از این سرمایه‌گذاری‌های مشاع می‌توانند درآمد جانبی خوبی را به همراه داشته باشند، ‌برخی از ایده‌های فهرست چندین ایده پولساز کسب و کار اینترنتی می‌توانند نهایتا ثروت کوچکی برای‌تان ایجاد کنند.

این شما و این هم ۳۴ ایده پولساز کسب و کار اینترنتی که همین امروز می‌توانید شروع کنید!!!

۱. واسطه اینترنتی بودن می تواند یک ایده پولساز کسب و کار اینترنتی باشد

online-affili

یکی از روش‌های حیاتی برای کسب درآمد اینترنتی این است که واسطه شوید. یک واسطه لزوما کسی‌است که به‌ازای فروش محصولات برای یک شرکت دیگر، حق‌العمل (کمیسیون)‌ دریافت می‌کند، چه در سایت خودشان آن محصول را به فروش برسانند یا این کار را از طریق کانال‌های دیگری مانند سایت ebay‌ انجام دهند. بهترین بخش این است که نیازی نیست خودتان محصولی تولید کنید، فقط محصولات دیگران را بفروشید.

به‌عنوان مثال، واسطه‌های آمازون می‌توانند پول هنگفتی از حق‌العمل به‌دست بیاورند اگر روی آن کار کنند. به‌راحتی به عنوان یک شعبه‌ی فروش محصولات شرکت ثبت‌نام کنید و از لینک ارجاع مخصوص‌تان استفاده کنید، و می‌توانید برای هر محصول فروخته‌شده بدون این که قدم از قدم بردارید حق‌العمل بگیرید. هم‌چنین، شبکه‌های رابطه‌ای مانند shareasale یا کلیک بانک طیف گسترده‌ای از محصولات را برای ارائه دارند. برخی از این موضوعات رقابتی مانند سلامت و شرط‌بندی می‌تواند آدم‌ها را میلیونر کند. یک واسطه‌ی اینترنتی بودن، می‌تواند روش عالی برای خلق یک درآمد جانبی برای شما و خانواده‌تان باشد.

۲. برند خودتان را بفروشید

sell

برندسازی یکی از ایده های کسب و کار اینترنتی است که به راحتی جواب می دهد. اگر استعداد خلق تصاویر منحصر به‌فرد دارید، نیازی نیست به خاطر ابتکارات‌تان جنجال به پا کنید. اگر می‌توان به سادگی حاصل دست‌تان را بر یک محصول چاپ کرد، پس می‌توانید پول‌سازی کنید. طرح‌های‌تان را در طیف گسترده‌ای از وب‌سایت‌ها مانند کافه‌پرس بارگزاری کنید. اگر کسی از آنها خوش‌اش بیاید، ‌آن شرکت آنها را چاپ می‌کند و محصول را تحویل می‌دهد. می‌توانید طرح‌های منحصر به‌فردی برای تقویم‌ها، کتاب‌ها، تی‌شرت‌ها، کیف‌ها، کلاه‌ها، کارت‌های خوش‌آمدگویی، یا پوسترهایی خلق کنید و برای فروش هر کدام از آنها حق‌العمل دریافت کنید. برخی از این سایت‌ها عبارت هستند از Zazzle، Teespring و Lulu.

مطالب مرتبط: ۱۱ اصل حیاتی که صاحبان کسب و کارهای کوچک باید بدانند

۳. ساخت برنامه‌های کاربردی

make-an-app

از آن‌جایی‌که تلفن‌های هوشمند همه‌جا هستند، تقاضا برای برنامه‌های کاربردی جدی و خلاقانه بیش از پیش به محبوبیت رسیده‌‌است. بین بازار آندروید گوگل و بازار آی‌فون اپل، آدم‌ها هر روزه از ابزارهای بی‌شماری استفاده می‌کنند. و، بیشتر آنها چپ و راست در حال فروش هستند. زمان گذاشتن برای ایجاد و فروش یک برنامه‌ی تلفن هوشمند ممکن است ارزش زمان‌تان را داشته باشد زیرا روشی بسیار پرمنفعت برای پول‌سازی اینترنتی است. بهایِ ساخت واقعیِ برنامه‌های کاربردی تقریبا ناچیز است و هیچ‌گونه بهای ارسال یا انبار ندارد، این امر حاشیه‌ی سود کلی‌تان را گسترش می‌دهد. برنامه‌های کاربردی که به‌خوبی کار می‌کنند می‌توانند ماهانه برای خالقان‌شان، هزاران دلار عایدی تبلیغاتی داشته باشند، این امر آنها را به یکی دیگر از راهکارهای درآمد جانبی عالی تبدیل می‌کند.

۴. خرید و فروش دامنه

sell-domains

آدم‌های زیادی از خرید و فروش دامنه به کسب درآمد اینترنتی می‌پردازند زیرا زمان و سرمایه‌ی کمی لازم دارد. شما می‌توانید به قیمت مصوب یا حتی بسیار ارزان‌تر یک دامنه خریداری کنید، و دوباره آن را به قیمتی بیش‌تر بفروشید. ولی، همیشه خوب است ابتدا در سایت‌هایی مانند afternic.com،‌Sedo.co.uk، یا دیگر وب‌سایت‌های حراج دامنه، ایده‌ی خوبی از آن‌چه در اسامی دامنه‌ها مورد اقبال است، به‌دست بیاورید. یک راه ایده‌آل برای یافتن نام‌های واقعا درست این است که فهرست‌های به نتیجه رسیده‌ای را بررسی کنید که نام‌های زیادی را پیشنهاد می‌دهند که منقضی شده‌اند و دوباره به بازار خرید و فروش وارد شده‌اند.

ایده پولساز کسب و کار اینترنتی ۵:

ایجاد یک فروشگاه تجارت الکترونیک

بله داشتن یک فروشگاه آنلاین از آن ایده های کسب و کار اینترنتی بی نظیر است. بدون راه‌حل‌هایی مانند Shopify و Woocommerce هیچ‌گاه شروع یک فروشگاه اینترنتی که مال خودتان باشد با چنین سرمایه‌ی اندکی نمی‌توانست از این راحت‌تر باشد، با تشکر از روش‌هایی مانند توزیع مستقیم بدون واسطه و انبارگردانی دیگر حتی لازم نیست درباره‌ی مواردی همچون تحویل یا انبارکردن کالاها نگرانی به دل‌تان راه دهید.

۶. مشاوره‌ی رسانه‌های اجتماعی

شرکت‌های بزرگ و شرکت‌های کسب و کاری می‌توانند به آسانی یک کارمند تمام‌وقت یا نیروی مشابهی را برای هماهنگی امور استخدام کنند تا حساب‌های کاربری توییتر، فیسبوک، و اینستاگرام‌شان را به پیش ببرد، ولی کسب‌وکارهای کوچک‌تر اغلب مجبور هستند خودشان مدیریت کسب و کارشان را برای رسانه‌های اجتماعی به‌دست بگیرند. ولی، از آن‌جایی‌که بسیاری مسئولیت‌های دیگر هم دارند، بسیاری از اوقات مالکان کسب و کار، بسیار غرق در یا مشغول به وقت‌گذاردن بر توسعه‌ی رویکرد رسانه‌های اجتماعی‌شان هستند. به عنوان مشاوری برای رسانه‌های اجتماعی، می‌توانید به‌طور مؤثری آنها را در مسیر درست و با توجه به تدابیر ایده‌آل، به‌کار گرفتن برنامه‌ها، و ارسال محتوا با عنایت به مخاطبان هدف‌تان، هدایت کنید‍. بنابراین، با رشد کسب و کارشان، شما نیز رشد خواهید کرد.

۷. کارمند حرفه‌ای مستقل

کار مستقل از طریق اینترنت یک روش عالی برای متخصصینی در کسب و کار فردی‌شان است تا در کل به طیف وسیعی از مشتریان کمک کنند. چندین وب‌سایت کار مستقل و پروژه محور به کسب و کارهایی که به کمک مضاعف احتیاج دارند اجازه می‌دهند تا پروژه‌های‌شان را فهرست کنند. کسب و کارهای کوچک و آدم‌هایی که مستقل کار می‌کنند، طرح‌های اولیه، ایده‌ها، یا پیشنهاداتی ارائه می‌کنند، که در آن‌جا خریداران می‌توانند به آسانی آن‌چه می‌خواهند و نیاز دارند را انتخاب کنند. سایت‌هایی مانند Elance یا ODesk تقریبا همه چیز را تحت پوشش قرار می‌دهند از جمله محتوا نویسی، ایجاد طرح گرافیکی، برنامه‌نویسی، و ورود داده‌ها.

۸. وبلاگ‌نویس متخصص

یکی از  ایده های کسب و کار اینترنتی که با هزینه کم می توانید راه اندازی کنید. اگر به نوشتن علاقه دارید و درباره‌ی موضوعات خاصی قویا مشتاق هستید، با ایجاد وبلاگ خودتان، سبک و سیاق‌تان را به سمع و نظر پولدارها برسانید. تأسیس وبلاگ خودتان نیازمند مهارت‌های رایانه‌ای و فنی زیادی نیست. با این حال، مهم این است که بدانید متناسب با موضوعی که در مورد آن می‌نویسید، چه می‌گویید. به مرور زمان، رفته رفته مخاطبینی به دور خود جمع می‌کنید چرا که مردم به تخصص و دانش شما اعتماد خواهند کرد.

با گردآوری پیروان زیاد، شما مجاز به سودآوری خواهید بود که با جذب تبلیغ‌کنندگان کلیدی یا با حق‌العمل‌هایی که با فروش محصولات برندی دیگر (فرض کنید یک واسطه) می‌گیرید به‌دست خواهید آورد. وبلاگ‌نویسی یک کسب و کار بزرگ است؛ از خانم هیتر از سایت Dooce.com بپرسید. او یک مادر است که هر روز در مورد فرزندان و حیوانات خانگی‌اش می‌نویسد و، فقط با کسب درآمد از وبلاگ‌نویسی، ماجراجویی‌های روزانه‌اش را با موفقیت به یککسب و کار سودآور تبدیل کرده است.

مطلب مرتبط: ۵ ضرورت برای پرورش ایده‌های کسب و کار

۹.خلق تم‌های وردپرس هم میتواند یک ایده پولساز کسب و کار اینترنتی باشد

با افزایش تعداد آدم‌هایی که می‌خواهند حضور اینترنتی‌شان را پایه‌گذاری کنند فارغ از این که دلیل‌شان چیست، تقاضا برای تم‌های وردپرس و الگوهای وب‌سایت‌ها رو به افزایش است. آیا استعداد طراحی وب‌سایت و کدگذاری HTML دارید؟ اگر این‌چنین است، می‌توانید از خلق تم‌های جذاب وب‌سایت پول خوبی به هم بزنید. آن تم‌ها را خلق کنید و سپس آنها را در بازارهای اینترنتی مانند ThemeForest و TemplateMonster بفروشید تا، بسته به میزان استعدادتان، درآمد جانبی خوبی برای خودتان داشته باشید.

۱۰. داد و ستد سهام و فارکس

یکی از بهترین ایده های کسب و کار اینترنتی است. برخی آدم‌ها پیوستن به بازار ‌غیر قابل پیش‌بینیِ داد و ستد سهام و فارکس را تا حدودی ریسکی و خطرناک می‌بینند. ولی، اگر از کم شروع کنید و به جست‌وجو در این مورد ادامه دهید تا اطلاعات و تجربه‌ی کافی در این عرصه به‌دست بیاورید، ممکن است ارزش زمانی را که صرف‌اش می‌کنید، داشته‌باشد. در واقع، زمانی‌که یاد بگیرید چگونه این کار را انجام دهید می‌توانید به‌طور بالقوه سود بسیار زیادی از سهام و تبادل ارز‌های خارجی به‌دست بیاورید. هدف هر معامله‌گر موفق این است که دریابد کدام سهام و کدام ارز بیشترین افزایش یا کاهش را در ارزش خواهند داشت. هر چه بیش‌تر این راهکارها و اصول را یاد بگیرید، قطعا ‌پول بیش‌تری به‌دست خواهید آورد.

۱۱. همکاری با تبلیغ‌کنندگان نیز یک ایده پولساز کسب و کار اینترنتی است

اگر مالک یک وبلاگ یا وب‌سایت هستید، می‌توانید بخشی از فضای صفحه‌تان را به تبلیغ‌کنندگان بفروشید و هر بار که از سوی مخاطبان هدف تان یا بازدیدکنندگان وب‌سایت‌تان بر این تبلیغات کلیک می‌شود به صورت جانبی پول به‌دست بیاورید. حال که مکان واقعی تبلیغات کاملا آزاد است، ظرفیت عایدی از تبلیغات بها به ازای کلیک (CPC) بر میزان ترافیک سایت‌تان و بها به ازای کلیک و نرخ کلیک (CTR) استوار است. امروزه محبوب‌ترین روش برای کسب درآمد از طریق کلیک‌های تبلیغاتی، از طریق ادسنس گوگل یا تبلیغ‌کنندگان مشابه است. روش‌های دیگر تبلیغات مؤثر آنلاین، خبرخوان و بنرهای مستقیم را شامل می‌شود.

۱۲. پول بگیرید و بنویسید

از ایده های کسب و کار اینترنتی پرطرفدار است.  اگر مدیریت یک وبلاگ کمی درگیرکننده به نظر می‌رسد ولی هنوز هم تمایل دارید علاقه‌ی‌تان را به نوشتن در این مسیر ارضا کنید، می‌توانید برای سایت‌ها یا وبلاگ‌های دیگری همچون PayPerPost، Textbroker، یا Helium بنویسید. همچنین، نگارش یک کتاب الکترونیکی جالب هم ممکن است یک گزینه‌ی خوب دیگر باشد. کتاب‌های الکترونیکی هیچ نسخه‌ی چاپی و هزینه‌ی ارسالی ندارند، که آنها را به یک سرمایه‌گذاری معقول تبدیل می‌کند. اگر فردی هستید که مهارت‌های زبانی قدرتمندی دارید. می‌توانید یک ویراستار بالقوه باشید که مدیران سایت‌ها با کمال میل به آنها پول می‌دهند تا مقالات را بخوانند و ویرایش کنند و اشتباهات دستوری را از نظر کپی‌برداری اینترنتی اصلاح کنند.

۱۳. پژوهش انجام دهید

نمی‌توانید طراحی کنید، بنویسید یا وب‌سایت‌ها را کدگذاری کنید؟ مشکلی نیست. اجازه ندهید این مسئله جلوی پول‌سازی اینترنتی‌تان را بگیرد. اگر در هفته چند ساعت زمان اضافه دارید، می‌توانید وظایف تحقیقاتی متعددی را به جای دیگر آدم‌ها یا شرکت‌هایی انجام دهید که خودشان نمی‌توانند برای انجام آن کارها وقت بگذارند. بسیاری از سازمان‌ها و کسب و کارهای مختلف افرادی را استخدام می‌کنند تا در مورد موضوعات خاصی پژوهش کنند یا هر روز در انجام بررسی‌های اینترنتی به آنها کمک کنند. شما نیز می‌توانید یکی از این‌ها باشید.

مطلب مرتبط:‌ ۱۰۱ ایده کسب و کار کوچک که آینده‌تان را می‌سازد

۱۴. بازاریابی اینترنتی هم یک ایده پولساز کسب و کار اینترنتی است.

زمانی‌که یک سایت یا وبلاگ ایجاد شد و برای اهداف سئو (بهینه‌سازی موتور جست‌وجو) بهینه‌شد، بازاریابی موتور جست‌وجو (SEM) آغاز می‌شود. ظرفیت کسب درآمد در این حیطه بسیار زیاد است البته به این شرط که بدانید چه می‌کنید. یک متخصص در زمینه‌ی مدیریت سئو، مسئول بازاریابیِ موفق یک وب‌سایت است و می‌تواند ارتقاء آن را به روش‌های گوناگونی موجب شود. برخی از این تکنیک‌های ارتقاء ممکن است، تنها برای این که چند مورد از آنها را نام ببریم، شامل این موارد هستند: بازاریابی مقالات، نشان‌گذاری اجتماعی، پست‌گذاری در تالارهای گفت‌وگو، نشر اخبار منتشر شده، عرضه‌ی سایت‌تان به تعدادی از موتورهای جست‌وجو و راهنماها، و پست‌گذاری در وبلاگ. بیشتر کسب و کارها در ازای انجام این وظایف به کارکنان‌شان پولی نمی‌دهند و در عوض ترجیح می‌دهند تمام وظایف SEO و SEMشان را برون‌سپاری کنند.

۱۵.عکس بفروشید

از آن ایده های کسب و کار اینترنتی جذاب و ماجراجویانه است. عاشق عکس گرفتن هستید و به عکاسی علاقه‌ی خاصی دارید؟ اگر این چنین است، می‌توانید با فروش اینترنتیِ عکس‌هایی که می‌گیرید به درآمد خوبی دست پیدا کنید. آدم‌های بی‌شماری هستند که علاقه دارند پول خوبی برای مجموعه‌ی تصاویر منحصر به‌فردی که به آنها پیشنهاد می‌کنید بپردازند. امروزه عرضه‌ی عکس‌های‌تان به مردم از همیشه آسان‌تر است، و می‌تواند رویکرد راحتی برای ایجاد منبع مطمئنی از درآمد اضافی را برای‌تان فراهم کند. چندین سایت ذخیره‌ی تصویر مانند Shutterstock و Fotolia برای افرادی که می‌خواهند از تصاویری که در اوقات فراغت‌شان به صورت تصادفی گرفته‌اند کسب درآمد کنند، پیشنهادهای وسوسه‌انگیزی دارند.

۱۶. دستیار مجازی بودن نیز یک ایده پولساز کسب و کار اینترنتی است

تقریبا هر کسب و کار کوچکی برای هدایت وظایف اجرایی روز به روزش، به کمک نیاز دارد، ولی ممکن است مشخصا نخواهند یک کارمند تمام وقت را در منزل استخدام کنند تا این کار را انجام دهد. دستیاران مجازی طیف متنوعی از وظایف را انجام می‌دهند که دستیاران سنتی یا منشی‌ها معمولا انجام می‌دادند، از جمله هماهنگی‌های سفر، پرداخت صورت‌حساب‌ها، یا مدیریت تسویه‌ی هزینه‌ها. دستیاران مجازی از منزل یا هرکجا که اتصال وای فای موجود باشد، فعالیت می‌کنند. آنها معمولا از طریق تلفن، ایمیل، یا اسکایپ از طرف مدیرشان با مشتریان در تعامل هستند. یک دستیار مجازی تا چه اندازه می‌تواند پول بگیرد؟ معمولا به میزان تخصص و تجربه‌ی کلی‌اش بستگی دارد.

۱۷. اینترنتی تدریس کنید و سمینار اینترنتی برگزار کنید

تقاضا برای مربیان زیاد است چه مربی اینترنتی و چه مربی غیراینترنتی. بنابراین، اگر استعدادی دارید و دوست دارید به دیگران کمک کنید تا از استعدادشان استفاده کنند، یک معلم اینترنتی شوید تا در وقت آزادتان درآمد مضاعفی کسب کنید. تنها چیزی که نیاز خواهید داشت این است که در حوزه‌ی کاری‌تان حرفه‌ای باشید و علاقمند باشید تا چند ساعتی در هفته را به دیگران کمک کنید. سایت‌هایی مانند Tutor.com و TutorVista مکان‌هایی هستند که می‌توانید ثبت‌نام کنید و به عنوان یک مربی به مرور زمان شهرت خوبی به هم بزنید. اگر واقعا خوب باشید، می‌توانید سخنرانی، سمینار یا سمینار اینترنتی برگزار کنید که به صورت اینترنتی ارسال می‌شوند. دانشجویان دانشگاه و کالج همیشه تمایل دارند برای دست‌یابی به سمینارهای اینترنتی تحسین‌شده پول خرج کنند.

۱۸. یک وبلاگ فهرستی از دست‌نوشته‌های کوتاه ایجاد کنید

یک ایده‌ی واقعا ساده که تنها یک ساعت از وقت‌تان را در هفته می‌گیرد و حدودا ۲۰ دلار هزینه دارد. با گذر زمان پول نسبتا هنگفتی را برای‌تان فراهم خواهد کرد.

سایت‌هایی مانند Viralnova.com و Fukarf.com با پیداکردنِ داستان‌های بامزه، عاطفی و الهام‌بخش در ردیت، فیسبوک و ایمی‌جر محتوایی رقابتی خلق می‌کنند، محتوا را بازنویسی می‌کنند، جزییات بیش‌تری به آن اضافه می‌کنند و محتوا را در سایت خودشان منتشر می‌کنند. با کمی ارتقاء در سایت‌هایی مانند توییتر، فیسبوک، ردیت، استامبل‌اپان و در نهایت ارگانیک ترافیک، ظرف مدت چند ماه بین ۳۰K تا ۵۰K بازدید مجزا در ماه خواهید داشت. با ادسنس سایت‌تان را به پول نزدیک کنید تا برای تحت پوشش قرار دادن هزینه‌های میزبانی و بهاهای نام‌تان درآمدی داشته باشید.

خوب، شروع کردن با این روش (۱۰ تا ۵۰ دلار در ماه) بسیار آسان است، ولی با بالا رفتن ترافیک سایت، این رقم می‌تواند به بیش از ۱،۰۰۰ دلار در ماه افزایش پیدا کند. آن‌گاه می‌توانید سایت را به ۳۰ برابر درآمد ماهیانه به پیش ببرید. افرادی را می‌شناسم که همیشه این کار را انجام می‌دهند و سایت‌ها را بعد از ۸ ماه به مبلغی بالاتر از ۱۰،۰۰۰ دلار انتقال می‌دهند.

۱۹. فروش حراجی هم یک ایده پولساز کسب و کار اینترنتی است

این کسب و کار، خرید و فروش محصولات (کالای دست دوم، خرید و فروش مجدد کالاهای عمده ) را در یک بازار آنلاین مانند Ebay، Amazon، Auction یا Craigslist را شامل می‌شود.

۲۰. فروشگاه اینترنتی مهره‌دوزی

اگر به مهره‌دوزی علاقه‌دارید و این مهارت را نیز در خود دارید، می‌توانید یک کسب و کار آنلاین راه بیاندازید تا نه تنها جالب‌ترین مهره‌دوزی‌های موجود در وب را بفروشید، بلکه از نحوه‌یساخت آن‌ها نیز ویدیوی آموزشی ارائه کنید.

ایده پولساز کسب و کار اینترنتی ۲۱:

برنامه‌های مرتبط با ترفندهای خانگی یا خویش کاری

همزمان با اوج گرفتن انقلاب سبز، “جنبش ترفندهای خانگی (DIY)” یا خویش کاری نیز به‌راه افتاد. هرچه مشکلات اقتصادی بیشتر می‌‌شوند، مردم پول کمتری خرج می کنند و یاد می‌گیرند برای پس‌انداز کردن پول، برخی کارها را خودشان انجام دهند. شما می‌توانید از این شرایط بهره بگیرید و خودتان را به‌عنوان یک متخصص در زمینه‌ی کارهایی که می‌توان در خانه انجام داد جابزنید و ویدیوهای آموزشی در مورد نحوه‌ی درست کردن چیزها، نصب ابزارک‌ها و تعمیرات تهیه کنید.

۲۲. شبکه‌ی تبلیغات آنلاین (اد نتورک)

می‌توانید یک شرکت آنلاین راه‌بیندازید و آگهی‌دهندگان را به وب‌سایت‌هایی پیوند دهید که پذیرای تبلیغات هستند. مسئولیت کلیدی یک اد نتورک عبارت است از گردآوری فضای تبلیغاتی از طرف انتشاردهندگان تبلیغات و هماهنگ کردن آن با درخواست آگهی‌دهندگان.

۲۳. خرید و فروش وبسایت

شما می‌توانید وبسایت‌ها را بخرید و بفروشید و از این راه به سود برسید. برای درک این مدل کسب و کار، فرض کنید شما در زمینه‌ی املاک و مستغلات مشغول به کار هستید، کسی که خانه‌ها را به قیمتی پایین خریدرای می‌کند و پس از بازسازی، آن خانه را مجددا به قیمتی بالاتر و با سود می‌فروشد. برای شروع می‌توانید از سایت‌هایی شروع کنید که در Flippa.com فهرست شده‌اند.

۲۴. کپی‌رایتینگ (نوشتن محتوای تبلیغاتی)

کپی‌رایتینگ یک کسب و کار خدماتی است که می‌توانید همین امروز شروع کنید. این ایده پولساز است چرا که کپی‌رایترهای کمی در دنیا وجود دارند. بازاریابان پورسانتی و بازاریابان اطلاعات محصول، اصلی‌ترین مشتریان شما خواهندبود، زیرا به دنبال راه‌های ممکن برای افزایش نرخ کلیک، نرخ ثبت‌نام و نرخ تبدیل وب‌سایت‌شان هستند. اگر به بازی با کلمات علاقه‌مند هستید می‌توانید خدمات ارائه‌ی کپی‌رایتینگ را فراهم کنید.

۲۵. راه‌اندازی بلاگ

بلاگ‌نویسی جدیدترین مشغله‌ی دیوانه‌کننده‌ی آنلاین است. امروزه هر آدمی تمایل دارد یک یا چند بلاگ داشته‌باشد ولی متأسفانه، از پس کارهای تکنیکی راه‌اندازی یک وبلاگ برنمی‌آید و تمایلی هم به یادگیری آن ندارد. اگر شما به‌خوبی به کار راه‌اندازی بلاگ آشنا هستید، پس می‌توانید ابن سرویس را به‌صورت آنلاین ارائه دهید! به شما قول می‌دهم از تراکنش‌های روزانه‌ی بانکی‌تان، لبخند رضایت بر لبان‌تان خواهد نشست.

۲۶. مشاوره در زمینه‌ی شبکه‌های اجتماعی

با افزایش علاقه‌مندی به محتوای شبکه‌های اجتماعی، توجه به رقابت در این شبکه‌ها از سوی شرکت‌های بزرگ نیز افزایش یافته‌است. از این‌رو نیاز به بازاریابان شبکه‌های اجتماعی روز‌به‌روز در حال افزایش است.آیا می‌دانید چگونه یک محتوا در شبکه‌های اجتماعی همه‌گیر می‌شود؟ آیا می‌توانید حضوری دائمی و قدرتمند را برای یک برند در شبکه‌های اجتماعی رقم بزنید؟ آیا با ترفندهای شبکه‌های اجتماعی آشنا هستید؟ اگر جواب‌تان به این پرسش‌ها مثبت است پس می‌توانید به یک مشاور در زمینه‌ی شبکه‌های اجتماعی تبدیل شوید و پول خوبی به جیب بزنید.

۲۷. طراحی جلد کتاب‌های الکترونیکی

انتشار کتاب‌های الکترونیکی رو به افزایش است و در نتیجه تقاضا برای جلدهای چشم‌نواز با کیفیت و جلد محصولات افزایش می‌یابد. نکته‌ی خوبی که در طراحی جلد کتاب‌های الکترونیکی وجود دارد این است که به دانش گرافیکی یا فوتوشاپ نیاز ندارد. فرآیند تولید جلد کتاب الکترونیکی با استفاده از نرم‌افزار طراحی جلد کتاب الکترونیکی انجام می‌شود.

۲۸. نمونه‌خوانی

آیا به پیداکردن اشتباهات دستوری علاقه‌دارید؟ اگر جواب‌تان مثبت است پس می‌توانید به‌صورت آنلاین از این راه کسب درآمد کنید و به ناشران آنلاین، خدمات نمونه‌خوانی ارائه دهید.

۲۹. ارزیابی وبسایت هم یک ایده پولساز کسب و کار اینترنتی است

همان‌طور که کسب و کارها به‌صورت آفلاین خرید و فروش می‌شوند، وبسایت‌ها نیز به‌صورت آنلاین خرید و فروش می‌شوند. شما می‌توانید به یک متخصص ارزش‌یابی سایت تبدیل شوید و خدمات ارزیابی به توسعه‌دهندگان وب‌سایت‌ها ارائه کنید.

۳۰. منتقد وبسایت

آیا در بهینه‌سازی وب‌سایت مهارت دارید؟ آیا می‌توانید صرفا با بررسی یک وبسایت به صاحبان کسب و کار در افزایش نرخ تبدیل‌شان کمک کنید؟ اگر این گونه است شما می‌توانید درقبال دریافت پول به نقد وبسایت‌ها بپردازید. کارفرینان بسیاری را می‌شناسم که با ارائه‌ی صفحات فرود (لندینگ) و صفحات ثبت ایمیل، کسب و کار آنلاین موفقی ساخته‌اند. شما هم می‌توانید این کار را انجام دهید.

۳۱. کارگزاری سرمایه‌گذاری مشاع

شما می‌توانید یک کسب و کار اینترنتی بر پایه‌ی خدمات کارگزاری سرمایه‌گذاری‌های مشاع ایجاد کنید. اگر ظرفیت و توانایی ایجاد ارتباط بین تولیدکنندگان و بازاریابان را در هر زمینه‌ای دارید، فکر نمی‌کنم چیزی بتواند مانع شما شود تا یک کسب و کار اینترنتی کارگزاری سرمایه گذاری مشاع راه‌بیاندازید.

۳۲. خدمات جمع‌آوری فهرست

آیا می‌دانید چطور یک فهرست را به‌صورت آنلاین تهیه کنید؟ اگر این کار را بلد هستید پس می‌توانید فهرست خودتان را تهیه کنید. بسیاری از بازاریابان اینترنتی به این واقعیت اذعان دارند که پول در فهرست‌ها است و تمایل دارند به هر قیمتی که شده این فهرست‌ها را به‌دست بیاورند. شما هم می‌توانید به این کسب و کار بپردازید و به ازای هر فهرست پول بگیرید.

۳۳. استخدام و شکار آنلاین مغزها

اگر کارتان را بلد هستید و می‌دانید چطور باید به پروفایل افراد سر بزنید و از آن اطلاعاتی استخراج کنید پس می‌توانید مسئول قرارداد برخی شرکت‌ها باشید. وظیفه‌ی شما این است که به‌صورت آنلاین به جستجوی نامزدهای مناسب برای یک موقعیت خاص در شرکت بگردید. شرکت پس از استخدام فرد مورد نظر به شما پرداخت خواهد کرد.

۳۴. خدمات رزومه‌نویسی

رزومه‌نویسی می‌تواند یک کسب و کار خانگی اینترنتی بزرگ به‌شمار بیاید، به‌ویژه در زمان دشواری‌های اقتصادی و در مناطقی که نرخ بیکاری بسیار بالا است.

فرصت های پولسازی و ایده پولساز کسب و کار اینترنتی

در هر حال، اینترنت به خودی خود سرشار از فرصت‌های پول‌سازی یکی پس از دیگری ‌است. درحالی‌که کسب درآمد اینترنتی برای بسیاری از آدم‌ها نخستین منبع درآمدی‌شان نیست، می‌تواند منبع بسیار مطمئنی از درآمد را در هر ماه به ارمغان بیاورد. با این‌حال، برخی کارآفرینان اینترنتی وجود دارند که همه‌کار می‌کنند تا از تلاش، استقامت و زمانی که در این کار صرف کرده‌اند تا رؤیاهای‌شان را به واقعیت تبدیل کنند بهترین نتیجه را بگیرند. آیا هیچ‌کدام از این گزینه‌های پول‌سازی اینترنتی به دردتان می‌خورد؟

زمان بگذارید و ببینید به کجا می‌رساندتان! برای هر آدمی در این عرصه دستاوردی وجود دارد. فارغ از این که می‌خواهید کار یدی انجام دهید یا به‌صورت جانبی درآمد کسب کنید، گزینه‌های دیگری هم در فهرست چندین ایده پولساز کسب و کار اینترنتی ام وجود دارد. امیدوارم برای شروع کار خودتان چند ایده‌ی الهام بخش به شما داده‌باشم.

با آرزوی بهترین‌ها!

امیدواریم این ۳۴ ایده پولساز کسب و کار اینترنتی برای‌تان مفید باشند.

 

منبع : http://bazdeh.org

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۶ تیر ۹۶ ، ۱۰:۴۵
Ali Hatami

درآمد پایدار چیست؟

در کسب‌و‌کار معمولا کسانی موفق‌تر هستند که به دنبال درآمدهای پایدار هستند. درآمدهای پایدار معمولا زمان و انرژی زیادی از ما نمی‌گیرند. البته لازم است یک بار باید برای راه‌اندازی سیستم، وقت و هزینه کافی اختصاص داد و بعد از اتمام کار می توان با کمترین تلاش درآمد تکراری کسب کرد.

فرض کنید یک تعمیرکار اتومبیل روزانه حداکثر می‌تواند ۱۰ اتومبیل را تعمیر کند. بنابراین درآمد او حد و مرز مشخصی دارد و همچنین پایدار نیست. اگر این تعمیرکار، یک روز کار نکند درآمدی کسب نمی‌کند. حال اگر این تعمیرکار بسته آموزشی کاملی درست کند که در آن به تعمیرکاران دیگر تجربیات خود را آموزش دهد، می‌تواند درآمد بسیار بیشتری داشته باشد و درآمد او پایدار است یعنی یک بار کاری را انجام می‌دهد و مدت‌ها از همان کاری که یکبار انجام شده، سود کسب می‌کند.

اینترنت این امکان را فراهم آورده تا بتوانید با کمترین هزینه، کسب‌و‌کاری پایدار راه‌اندازی کنید. در مراحل پیشرفته‌تر، کل فرایند خرید می‌تواند به صورت خودکار انجام شود. البته نباید این تصور اشتباه پیش آید که تمامی کارها به خودی خود انجام خواهد شد، بلکه فقط فرایند فروش اتوماتیک است و باز هم نیاز به انجام کارهای فراوانی از طرف شما است. مثلا هر روز باید به ایجاد ترافیک برای سایت بپردازید، به ایمیل‌های مشتریان پاسخ دهید و …

اولین قدم برای راه‌اندازی کسب‌ و‌ کار اینترنتی و رسیدن به درآمد پایدار، داشتن یک وب‌سایت است تا بتوان از طریق آن به ارائه محصولات و خدمات پرداخت و درآمد کسب کرد.

گام های ابتدایی برای راه‌اندازی سایت

برپا کردن یک سایت قوی، فعال و پویا که بتواند نیازهای تبلیغاتی و تجاری شما را تامین کند، سه گام اساسی دارد:

۱. ثبت دامنه

ابتدا باید یک دامنه مناسب برای سایت خود انتخاب کنید. دامین یا دامنه، همان نام سایت شما است که در مرورگرهایی مثل کروم یا فایرفکس تایپ می‌شود تا سایت شما نمایش داده شود. مثلا اسم سایت من modiresabz.com است. کسی که می‌خواهد وارد سایت شود با تایپ این دامنه وارد سایت می‌شود.

برای ثبت دامین یا دامنه سایت ابتدا باید اطمینان حاصل کنید که این نام قبلا توسط شخص دیگری ثبت نشده باشد. این کار را می‌توانید به کمک شرکتی که در زمینه ثبت دامین فعالیت میکند انجام دهید. شما نمی‌توانید یک دامنه را بخرید! دامنه‌ها فقط به صورت سالانه یا چند ساله اجاره داده می‌شوند. بنابراین با یک بار ثبت دامنه کار تمام نمی‌شود و سال‌های بعد باید با پرداخت مبلغی آن را تمدید کنید. در غیراینصورت مالکیت آن از دست شما خارج می‌شود و شخص دیگری می‌تواند آن را ثبت کند.

این مطلب را از دست ندهید:  بازاریابی اینترنتی، مهیج‌ترین تخصص

برای اطمینان از موجود بودن نام موردنظر می‌توانید به سایت‌ Namecheap.com مراجعه کنید.

در انتخاب نام دامنه به موارد زیر توجه کنید

 ۱. امکان تایپ اشتباه حداقل باشد

از نام دامنه‌ای استفاده کنید که افرادی معمولی با شنیدن آن بتوانند بدون اشتباه آنرا تایپ کنند و نتوان آنرا به چندین طریق مختلف نوشت.

فرض کنید نام سایتی «زیبایی شناسی» باشد، این نام را می‌توان به روشهای متفاوت تایپ کرد.

Zibayishenasi.com

Zibaeishenasi.com

Zibayishenassi.com

بنابرین نام «زیبایی شناسی»، نام دامنه مناسبی برای سایت نیست!

۲. از حروف کمتری استفاده شود

البته پیدا کردن نام دامنه کوتاه کار آسانی نیست. ولی در هر صورت باید سعی کرد از نامهای خیلی طولانی استفاده نشود. هرچه نام دامنه کوتاه‌تر باشد تایپ آن آسان‌تر خواهد بود.

۳. به خاطر سپردن نام دامنه آسان باشد

یکی از بدترین نام‌های دامنه، حروف اختصاری نام یک کسب‌ و‌ کار است. مثلا فرض کنید نام شرکتی «فناوران نرم‌افزار روز» است. نام دامنه fnr.com نام مناسبی نیست، زیرا بسیاری از مخاطبان نام کامل شرکت اصلا برایشان مهم نیست و آن را را حفظ نمی‌کنند تا بتوانند براحتی حروف اختصاری آنرا بخاطر آورند. هرچه از واژه‌هایی استفاده کنید که تصویری هستند راحت‌تر به خاطر سپرده می‌شوند. مثلا sibesabz.com به راحتی فراموش نخواهد شد چون شما تصویر یک سیب سبز را به خاطر می‌سپارید. همین الان آیا می‌توانید بدون نگاه کردن به چند خط قبلی نام شرکتی که گفتیم را به خاطر بیاورید!؟ پس کاملا واضح است که نامی در ذهن نماند ارزشی ندارد.

دامنه‌های فارسی

موضوع بسیار جالبی که اخیرا اتفاق افتاده آن است که امکان ثبت دامنه‌های فارسی امکان‌پذیر شده است. یعنی نام سایت شما می‌تواند مثلا «.netبازاریابی» باشد. این امکان بسیار باارزش است، زیرا از دیدگاه موتورهای جستجویی مانند گوگل زمینه کاری سایت کاملا مشخص می شود و خیلی سریع‌تر می‌توانید به صفحات اول گوگل برسید.

 

برای خرید دامنه فارسی کافی است در گوگل کلمات ثبت دامنه فارسی را جستجو کنید. شرکت‌های زیادی این خدمات را ارائه می‌دهند.

پسوند دامنه

نام دامنه شامل اسمی است که شما انتخاب می‌کنید و همچنین پسوندی که در انتهای نام می‌آید مثل .com یا .ir یا موارد دیگر. بهتر است در صورت ممکن از دامنه‌های با پسوند .com استفاده کنید زیرا اگر کسی پسوند سایت شما را فراموش کند احتمالا ابتدا .com را تست می‌کند.

این مطلب را از دست ندهید:  خصوصیات مدیر موفق سایت

مبلغ ثبت سالانه اغلب دامنه‌ها چیزی حدود ۳۰ تا ۵۰ هزار تومان است.

۲. اجاره هاست

پس از ثبت دامین نوبت به گرفتن فضای وب یا اجاره هاست می‌رسد. اگر خیلی ساده بگوییم سایت شما شامل تعدادی فایل است که کاربر با تایپ آدرس سایت شما آن را می‌بیند. این فایل‌ها باید بر کامپیوتری نگهداری شود که به صورت شبانه‌روزی روشن باشد و به اینترنت پرسرعت متصل باشد. شرکت‌های ارائه دهنده خدمات میزبانی یا هاستینگ دقیقا همین کار را انجام می‌دهند.

برای این منظور باید یکی از شرکت‌های ارائه دهنده خدمات میزبانی وب را برگزینید. این شرکت‌ها نیز خدمات خود را به صورت سرویس ماهیانه یا سالانه ارائه میدهند. به این معنی که باید هر سال بابت نگهداری فایل‌ها و اطلاعات سایت خود روی کامپیوترهای شرکت میزبان مبلغی بپردازید.

هزینه خدمات میزبانی به عوامل مختلفی بستگی دارد و در بازار این خدمات می‌توانید طیف متنوعی از قیمت‌ها را بیابید. از جمله مهم‌ترین عوامل تعیین‌کننده در این قیمت‌ها، حجم فضای وب (بر حسب گیگابایت)، پهنای باند اختصاص داده شده برای تبادل اطلاعات بین سایت شما و شبکه اینترنت (بر حسب گیگا‌بایت در ماه) و فناوری‌ها و امکانات از پیش نصب‌شده روی کامپیوتری است که اطلاعات سایت شما روی آن قرار میگیرد و اصطلاحا «سِروِر»  نامیده می‌شود.

هزینه سالانه تمدید اجاره فضای وب روی هاست و تمدید حق ثبت دامین به صورت مستقیم توسط صاحب سایت باید پرداخت شود.

 

انواع هاست

دو نوع هاست داریم: هاست ویندوزی و هاست لینوکسی. اگر یادتان باشد گفتیم هاست یک کامپیوتر است که اطلاعات سایت شما را نگهداری می‌کند. اگر روی آن کامپیوتر سیستم‌ عامل ویندوز نصب شده باشد هاست ویندوزی است و اگر سیستم عامل لینوکس نصب شده باشد هاست لینوکسی است.

اگر سایت شما به زبان برنامه‌نویسی PHP نوشته شده باشد باید از هاست لینوکسی استفاده کنید. البته هاست‌های ویندوزی هم وجود دارند که این زبان را پشتیبانی کنند.

اگر از زبان یا بهتر بگوییم تکنولوژی ASP استفاده می‌شود باید هاست ویندوزی تهیه کنید. قیمت هاست‌ ویندوز معمولا گرانتر از هاست لینوکس است.

تقریبا تمام مشخصات هاست قابل ارتقا هستند. مثلا شاید در ابتدای کار شاید ندانید که آیا هاستی با ظرفیت ۵۰۰ مگابایت برای کارتان کافی است یا نه. شما می‌توانید یک هاست با ظرفیت ۵۰۰ مگابایت تهیه کنید و هر زمان احساس کردید نیاز به ظرفیت بیشتر دارید می‌توانید آن را به مثلا یک گیگابایت ارتقا دهید.

منبع: مدیر سبز
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۶ تیر ۹۶ ، ۱۰:۳۳
Ali Hatami